شمارهٔ ۳۵۸
هوش مصنوعی: این شعر به مضامینی عمیق اشاره دارد که به خودشناسی و درونیات انسان مربوط میشود. شاعر از مخاطب میخواهد که خود را به دست خود بسازد و در خلوت خود به بررسی عمق وجودش بپردازد. او به زیبایی و کمنظیری خود اشاره کرده و میگوید که هیچ کس نمیتواند به جای او در دریاچهی وجودش غواصی کند. شاعر از عشق خود به معشوق صحبت میکند و میگوید که حتی یک نگاه نیز برای او کافی است، اما او از ترس اینکه اخلاصش به هم بریزد، از نظر کردن به اعمالش خودداری میکند. در نهایت، شاعر به این نکته میرسد که افراد خاص و مقامدار معمولاً از چشم عموم پنهان هستند و تنها برخی به مقامهای عرفانی و دور از دنیا دست مییابند.
حریف خود شو و یا خود برآر آز خلوت خاصچو سرو باش که هست از هوای خود رقاص
هوش مصنوعی: خودت را در مقابل دشواریها و چالشها قرار بده و یا به تنهایی به چالشهای درونیات بپرداز. در جمعهای خاص و خصوصی، مانند سرو که به خاطر ویژگیهایش شناخته میشود، در برابر شرایط و احساساتت با اعتماد به نفس و استحکام برخورد کن.
نشان نداده گرانمایه تر ز تو گهریاز آن زمان که به این بحر می رود غواص
هوش مصنوعی: هیچ گوهری با ارزشتر از تو به این دنیا نیامده است، از زمانی که غواصان در این دریا به جستجو پرداختهاند.
به جرم یک نظر ناگهان که افکندممکش که مفتی دین بر خطا نکرد قصاص
هوش مصنوعی: به خاطر یک نگاه ناگهانی من را مجازات نکن، چون عالم دین هم در اشتباه نکرد.
نکرده ام نظر التفات بر عملیز بیم آن که مشوش نگرددم اخلاص
هوش مصنوعی: من به هیچ عمل یا کاری بدون توجه به آن ننگریستهام، زیرا از این میترسم که نیت و اخلاصم مختل شود.
فشانم ار به جمال تو جان هنوز کم استمرا نشاط تو از قید خویش کرد خلاص
هوش مصنوعی: اگر بخواهم برای تو جانم را فدای زیباییات کنم، باز هم احساس میکنم که کم است. شادی و نشاطی که تو به من میدهی، مرا از بند و اسارت خودم رها کرده است.
مقربان تو از چشم خلق پنهانندعوام را نبود راه بر مقام خواص
هوش مصنوعی: نزدیکان تو از دید عموم مخفی هستند و مردم عادی به منزلت و مقام ویژهای که آنها دارند دسترسی ندارند.
اگرچه نه فلک از خاصگان درگاهندولیک هست «نظیری » غلام خاص الخاص
هوش مصنوعی: هرچند که آسمان در اختیار خاصان درگاه نیست، اما «نظیری» باید افتخار کند که غلام خاص خاصان است.