شمارهٔ ۴۰۱
هوش مصنوعی: این بیتها دعوت به رهایی از غم و رنج هستند. شاعر به انسانها توصیه میکند که از خارشها و مشکلات زندگی رها شوند و مانند گل، خندان و شاداب شوند. او اشاره میکند که اگر بار گران بر دوش دارند، میتوانند با زخم ناخن و منقار از آن رها شوند. همچنین، بیان میکند که میتوان در دل مشکلات، با ایجاد تغییراتی کوچک، از بند آزادی خود رها شد. شاعر هشدار میدهد که نباید به ظاهر ریاکارانه توجه کرد و بر لزوم دل سپردن به واقعیتها تأکید دارد. در نهایت، او به اهمیت شهود و حقیقت در زندگی اشاره میکند و از دلها میخواهد که از مشغلههای غیر ضروری رها شوند.
درین بستان به جهد از خار بگسلچو گل خندان شو و از بار بگسل
هوش مصنوعی: در این باغ تلاش کن که از مشکلات و دشواریها رها شوی. مانند گلی شاداب باش و از بار سنگینی که بر دوشات است آزاد شو.
اگر تعویذ بر بالت گران استبه زخم ناخن و منقار بگسل
هوش مصنوعی: اگر برای تو آویختن دعا و تعویذ سنگین و دشوار است، پس بهتر است که به درد و آسیب ناشی از ناخن و منقار دیگران، بیاعتنا نباشی و به آنها پاسخ کنی.
سر رشته به بگسستن توان یافتز هم این تار را یک بار بگسل
هوش مصنوعی: اگر بخواهی میتوانی از هم جدا شوی، مثل اینکه یک تار را فقط یک بار پاره کنی.
ز پیش دیده ام بردار کونینگره از پرده رخسار بگسل
هوش مصنوعی: این بیت به این معنی است که از جلوی چشمانم، گرههایی را که بر چهرهی جانان بسته شده، بگشایید.
غمت گو ناخنی در دل فرو کننمی گویم گره بسیار بگسل
هوش مصنوعی: غم و اندوهت را در دل جا کن، نمیگویم که زنجیرها را یکییکی باز کن.
پس از چندین ورع ترسم که گویندشهادت عرضه کن زنار بگسل
هوش مصنوعی: بعد از مدتی که خودم را از بدیها دور نگه داشتهام، میترسم که بگویند به جای این همه زحمت، باید به طور واضح به حقیقتی گواهی بدهم و از هرچه وابستگی دارم، جدا شوم.
میانی کز ریا بستی به خلوتبرو در صحبت خمار بگسل
هوش مصنوعی: اگر در میان ریا و تظاهر تنگنایی داری، به تنهایی برو و در جمع دلنشین مستی، از هر گونه کدورت و مشکلات رها شو.
شهود او «نظیری » سرسری نیستزبان از ذکر و دل از کار بگسل
هوش مصنوعی: حضور او به سادگی قابل درک نیست. زبان را از گفتن بازدار و دل را از کارهای دنیا جدا کن.