شمارهٔ ۴۰۲
هوش مصنوعی: این شعر به نوعی هشدار به معشوق یا دوست دارد که از آغوش علاقمندیها و وابستگیهای مادی جدا نشود. شاعر توصیه میکند که احتیاط کند و از لغزش و اشتباه دوری کند. او به زیباییهای عشق و حقایق درونی اشاره میکند و به خطرات ناشی از منحرف شدن از مسیر عشق واقعی و اصیل میپردازد. بهطور کلی، این شعر دعوای عاشقانهای است که به حفظ و نگهداری عشق خالص و وفاداری دعوت میکند و از بازگشت به گذشته یا اشتباه کردن در مسیر عشق بر حذر میدارد.
به لغزش دست از دلدار مگسلگر افتد زلتی از کار مگسل
هوش مصنوعی: اگر دستت از محبوبت بلغزد، افسوس نخور و به خاطر یک اشتباه از او دور نشو.
به نقصانی که یابد خرقه سهل استبه رفتن خرقه از هر خار مگسل
هوش مصنوعی: از دست دادن لباس ممکن است ساده به نظر برسد، اما کنده شدن این لباس از هر خار و زخم سخت و دردناک است.
در میخانه آخر می گشایندتو رفت و آمد از خمار مگسل
هوش مصنوعی: در پایان عمر، وقتی به میخانه رسیدهای، در را باز میکنند. تو نرو و از غم و اندوه فرار نکن.
قباسبزان قریب چشمه سارندچو ابر از دامن کهسار مگسل
هوش مصنوعی: کاسبها مانند چشمههای ساری هستند که از دامان کوهها جاری میشوند، پس مثل ابرهای آزاد نباشید و خودتان را از کوه نزاکت جدا نکنید.
به شهر روشنان صیقل گرانندبه خشت از آینه زنگار مگسل
هوش مصنوعی: در شهر افرادی که دانش و فرهنگ دارند، از آینههای کثیف پرهیز کن و به دنبال پاکی و روشنی باش.
اگر عاشق شدی دل را نگهدارمگردان سبحه و زنار مگسل
هوش مصنوعی: اگر عاشق شدی، قلبت را حفظ کن و آن را به راحتی کنار نگذار. به دنبال علامتهای ظاهری و نمادها نرو.
غلط سنجان عامی دشمنانندکمر در صحبت اغیار مگسل
هوش مصنوعی: افرادی که ناآگاهانه به دیگران انتقاد میکنند، دشمنان خود را به خودی و دیگران تبدیل میکنند. بنابراین، در صحبت با بیگانگان احتیاط کنید و هرگز خود را نباخته و به غرور نپردازید.
پریشانی کند پامال و خوارشگهر را عقد در بازار مگسل
هوش مصنوعی: این شعر به این معناست که کسی که در بازار و در میان مردم به دنبال جمع کردن زر و زیور است، ممکن است به خاطر نگرانی و بیتوجهی به اصل و ماهیت خود، عزت و ارزش خود را از دست بدهد. در واقع، اگر انسان به دنبال منافعی زودگذر باشد، ممکن است مقام و شان خود را زیر پا بگذارد و خدشهدار کند.
نسیم آخر شمیمی می رساندتو رفت و آمد از گلزار مگسل
هوش مصنوعی: نسیم ملایمی خبر میدهد که تو رفتی و آمدی، اما از باغ گلها دلگیری مکن.
ته کیسه پی ایثار بشکافکرم هر ساعت از دینار مگسل
هوش مصنوعی: در ته کیسه، پی ایثار را باز کن؛ هر ساعت به اندازه یک دینار، کرم و generosity نشان نده.
به هر جرمی که مستانت برانندتو دست از دامن خمار مگسل
هوش مصنوعی: هر چند که به خاطر شریعت یا خطاهایی که مستان پیش میآورند، تو نباید از دامن لذت یا خوشی دست بکشی.
به قدر آن که از سوزن کشی تاراگر زنار مانی تار مگسل
هوش مصنوعی: به اندازهای که قدرت کشیدن تار سوزن را داری، اگر میخواهی زنار (یا بند) بپوشی، هرگز تار را نگیر.
«نظیری » بس نخواهد کرد اناالحقخلیفه گو رسن از دار مگسل
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر به نقش و قدرت دائم و بینظیر حق اشاره میکند و میگوید که هیچکس نمیتواند مانند او باشد. او به صراحت میگوید که اگر کسی بخواهد در مقام رهبری یا خلافت قرار گیرد، باید به درستی و صداقت پایبند باشد و از مسیر حق منحرف نشود.