شمارهٔ ۵۰۶
هوش مصنوعی: شاعر در این بند به احساسات و آلام ناشی از عشق و جدایی میپردازد. او خود را در زنجیر عشق گرفتار میبیند و به شکستهای عاطفیاش اشاره میکند. تصاویر زنجیر، دیوار شکسته و خار در دل، نمادهایی از رنج و درد ناشی از عشق هستند. شاعر از سوز و گدازهای درونیاش میگوید و اینکه چگونه وعدههای عشق او را رنجور کردهاند. او در نهایت از دل خسته و بیمار خود میگوید و به میخوردگی و شکست پیمانهای عاطفی اشاره میکند، و این نوید را میدهد که این عشق و عهد نیز همچون دیگر ایام، بیثبات و شکسته خواهد بود.
در بند تو زنجیر گرفتار شکستهزندان شده صد رخنه و دیوار شکسته
هوش مصنوعی: من در قید و بند تو گرفتار هستم و مانند کسی که از زندان رها شده، از همه نواقص و دیوارهای شکسته عبور کردهام.
زین بیش شکرخنده حلاوت نفروشدطوطیم ز شکر سر منقار شکسته
هوش مصنوعی: طوطی دیگر نمیتواند شیرینی لبخندش را بفروشد، زیرا منقار او از شکر شکسته است.
از بس که عنان پیچد ازان چهره نگاهمخار مژه در دیده خونبار شکسته
هوش مصنوعی: به خاطر زیبایی چهرهات، نگاه من آنقدر حیرتزده و غرق در شگفتی شده که مژهام در چشمانم حالت شکسته و خونآلود پیدا کرده است.
صد قافله ناز گشوده به دلم بارسودای تو را رونق بازار شکسته
هوش مصنوعی: در دل من، عشق تو مانند سیل عظیمی جریان دارد که باعث شده است بسیاری از کاروانها به عشق تو بیایند و بازار شوق و احساس را نسبت به تو پررونق و پرآشوب کند.
بیرون کنم از تن به سر ناخن غیرتاین خار که در سینه افگار شکسته
هوش مصنوعی: این عبارت به معنای این است که فردی قصد دارد از وجود خود، احساس و غیرت خود را بیرون کند، زیرا این احساس به مانند خاری است که در سینهاش جا دارد و او را آزار میدهد. این حالت نشاندهندهی رنج و درد عمیقی است که فرد حس میکند و میخواهد از آن رهایی یابد.
نی جامه کنم پاره و نی سینه کنم چاکدیریست دل و دستم ازین کار شکسته
هوش مصنوعی: من نه لباسی را پاره میکنم و نه سینهام را میشکافم، مدتهاست که قلب و دستم از این کارها خسته و آسیبدیده است.
دل خسته ز بیچارگی چاره گرانماندوه طبیبان دل بیمار شکسته
هوش مصنوعی: دل خستهام از ناامیدی و درماندگی، به پزشکان دلهای شکسته و بیمار، دردی سخت و غمانگیز را به ارمغان آورده است.
پیمانه پیمان تو از بند عزیزاناندک شده پیوسته و بسیار شکسته
هوش مصنوعی: پیمانهی پیمان تو از عشق عزیزان کم شده و مدام در حال شکست و ترک خوردن است.
پیمان تو جای عجبی نیست «نظیری »خوش باش که عهد از طرف یار شکسته
هوش مصنوعی: عجبی ندارد که تو به عهد و پیمان خود پایبند نیستی، «نظیری»! خوش باش که این شکستن عهد از سوی محبوب است.