شمارهٔ ۱۵
هوش مصنوعی: در این اشعار، شاعر به عدم وجود و وجود در هستی اشاره میکند. وی میگوید که در وجود خودش، سپهر (آسمان) نیست و در حال حاضر از شراب نیز مستی ندارد. همچنین اشاره میکند که جایگاه و رتبه اجتماعی برای او اهمیتی ندارد، زیرا در جایی که او قرار دارد، هیچ فرقی بین بلندی و پستی وجود ندارد. به طور کلی، شعر بر این نکته تأکید دارد که در عمق وجود، همه چیز یکسان است و ارزشهای ظاهری بیمعنا هستند.
در پایه من سپهر را هستی نیستدر حوصله ام شراب را مستی نیست
هوش مصنوعی: در زیر آسمان، وجودی برای من نیست و در زمره تنگنظریام، توانایی برای شادمانی و میگساری وجود ندارد.
با رتبه من چه صدر و چه صف نعالآنجا که منم بلندی و پستی نیست
هوش مصنوعی: در جایی که من هستم، دیگر فرقی بین جایگاههای بالا و پایین وجود ندارد; هر دو این جایگاهها برایم یکسان هستند.