شمارهٔ ۱۰۷
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر احساس تنهایی و بینوایی خود را بیان میکند. او در روز به خاطر فقر و مشکل، احساس بدی دارد، اما شب با دوستی که یک سگ است، آشنا میشود. او میگوید اگر در مهمانیها جایی ندارد، اهمیتی نمیدهد چون در کوچههای شهر به گدایی مشغول است و به نحوی زندگی میکند. این شعر نشاندهندهی معانی عمیق تنهایی و دوستی در شرایط سخت است.
هرچند که روز بی نوایی دارمشب با سگ دوست آشنایی دارم
هوش مصنوعی: هرچند که در روزها وضع مالی خوبی ندارم و در فقر به سر میبرم، اما شبها با یک سگ، دوست و همدمی دارم که به او آشنا هستم.
در بزم اگر جای ندارم غم نیستدر کوچه او ره به گدایی دارم
هوش مصنوعی: اگر در جشن و محفل جایی ندارم، اشکالی ندارد؛ در کوچه پسکوچهها میتوانم به محبت او امیدوار باشم و برای او درخواست کمک کنم.