شمارهٔ ۱۸
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از دل و روح خود میپرسد که چرا به دنیا و خواب غفلت مشغول هستند و از حقیقت غافلاند. او به عیش و زندگی دنیا اشاره میکند که بیشتر شبیه یک خواب است و میگوید که باید از آرزوهای توخالی بگذریم و به دمی که در آن نفس میکشیم توجه کنیم. شاعر همچنین به مشکلات و چالشهای زندگی اشاره میکند و از دل میخواهد که به جای غفلت و سستی، تلاش بیشتری در صید حقایق زندگانی داشته باشد. او تأکید میکند که باید از خواب غفلت بیدار شویم و به حقیقت نزدیکتر شویم.
این قدر طول امل ره میدهی در دل چرامصحف خود را این خط میکنی باطل چرا؟
هوش مصنوعی: چرا اینقدر فرصت را برای آرزوهای بیهوده تلف میکنی؟ چرا دل خود را با افکار نادرست پر میکنی و به حقیقت آسیب میزنی؟
عیش دنیا احتلام خواب غفلت بیش نیستاز خیالی این قدر آلودگی ای دل چرا
هوش مصنوعی: زندگی در دنیا مانند خوابی است که در آن غفلت داریم و تنها توهماتی ما را به خود مشغول کردهاند. ای دل، چرا باید به این همه آلودگی بیفایده دل ببندی؟
از محیط آرزو بگذر نفس تا میوزددر چنین باد مرادی این قدر کاهل چرا
هوش مصنوعی: بگذار تا نفس تو از فضای آرزوها عبور کند، تا در چنین بادی که به سوی هدف میوزد، حرکت کنی. چرا اینقدر تنبل هستی؟
صید مطلب تا کنی بگریز از خود همچو تیرچون کمان حلقه برخود این قدر مایل چرا
هوش مصنوعی: برای به دست آوردن هدف، باید از خودت فاصله بگیری؛ مانند تیری که از کمان رها میشود. چرا باید اینقدر به خودت وابسته باشی؟
قد خمید و دل همان بر زندگانی بسته استهمچو ناخن مانده یی در عقده مشکل چرا
هوش مصنوعی: دلتنگی و اضطراب به قلبی که به زندگی وابسته است، مانند ناخنی که در گرهای گیر کرده باشد، ادامه دارد.
دانه جان را ز کاه جسم میسازد جدااین قدر لرزش ز باد مرگ ای حاصل چرا
هوش مصنوعی: دانهی جان از کاه جسم جدا میشود، چرا این همه لرزش و اضطراب از باد مرگ؟ این موضوع نشاندهندهی جدایی روح از جسم و تأمل در مورد مرگ و عدم شماست.
چشم تا وا می کنی از خواب غفلت منزل استچون ره خوابیده واعظ دوری منزل چرا؟
هوش مصنوعی: وقتی که چشمات را از خواب غفلت باز میکنی، متوجه میشوی که زندگی، خانهای است که در آن هستی. پس چرا باید به واعظ دور بمانی و از این خانه دور شوی؟