شمارهٔ ۷۹
هوش مصنوعی: این شعر به بیان درونیات و احساسات عمیق انسانی میپردازد. شاعر از زبان خاموشی و عجز صحبت میکند و به این نکته اشاره دارد که در دنیای عشق، کلام و گفتوگو لازم نیست و احساسات خود به تنهایی میتوانند بیانگر عواطف باشند. او به وجود دشمنان و خطرات اشاره کرده و تاکید میکند که شکستهای گذشته نباید باعث ترس از آنها شود. در نهایت، شاعر به جستجوی حقیقت و راه باطن اشاره میکند که در خاموشی و سکوت پیدا میشود.
سامان حرف و صوت ندارد بیان مافردیست از کتاب خموشی زبان ما
هوش مصنوعی: ترکیب کلمات و صداهای ما نمیتواند به درستی احساسات و افکار ما را منتقل کند، چرا که گفتگو و بیان ما تنها از سکوت و سکوتمان نشأت میگیرد.
مد نگاه عجز بود رمح جانستان!کی میبرند صرفه ز ما دشمنان ما
هوش مصنوعی: نگاه ما در حالت ناتوانی و کمبود است، اما دشمنان ما هیچ گاه نمیتوانند از ما بهرهبرداری کنند.
از ما شکستگان به حذر باش، زانکه ماتیغیم و همچو شیشه شکستن فسان ما
هوش مصنوعی: از افراد ضعیف و شکستخورده دوری کن، زیرا ما مانند تیغ تیز هستیم و میتوانیم به آسانی آسیبزننده باشیم.
رنگ شکسته عرضه احوال عاشق استحاجت به گفتگو نبود در میان ما
هوش مصنوعی: عشق و حال و روز عاشق در چهرهاش پیداست، نیازی به حرف زدن و توضیح بیشتر در مورد ما نیست.
از اشتیاق آن برو آغوش، دور نیستبیرون دود ز خانه خود گر کمان ما
هوش مصنوعی: از شدت اشتیاق به آن آغوش، دور نیست که دود از خانه خود بیرون برود اگر کمان ما بکشیم.
واعظ، طریق مقصد ما راه باطنستگردیده خامشی جرس کاروان ما
هوش مصنوعی: ای واعظ، مسیر رسیدن ما به هدف، درونی و باطنی است و سکوت صدای زنگ کاروان ما را در بر گرفته است.