شمارهٔ ۱۱۵
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر احساس عمیق غم و جدایی شاعر از محبوبش است. شاعر در غیاب محبوب، غم و اندوه را همدم خود میداند و به شدت از فراق او رنج میبرد. او به غربت و دوری از وطن اشاره میکند و جدایی را معادل روز قیامت میداند. همچنین، شاعر تأکید میکند که اگر دوستان با هم باشند، ارزشمندتر است و از نفرت و تفرقه پرهیز میکند. در انتها، او به تلخی دوران اشاره کرده و میگوید که اگر نتوانی با این تلخی بسازی، لذتی از زندگی نخواهی برد.
دور از تو، همدمم غم و اندوه و محنت استدر دیده ام سواد وطن، شام غربت است
هوش مصنوعی: دور از تو، تنها همراه من غم و سختی است و در چشمانم نشانههایی از وطن وجود دارد، که شبهای دوری را نشان میدهد.
در دوزخم، بجرم جدایی ز خدمتتبرمن شب فراق تو، روز قیامت است
هوش مصنوعی: در عذاب و رنج جدایی از تو، هر شب برایم مانند روز قیامت است.
بی هم زسنگ تفرقه یی تا نگشته ایدباهم بسر برید عزیزان، غنیمت است
هوش مصنوعی: عزیزان، شما هنوز با هم زندگی نکردهاید و از سنگهای تفرقه دور هستید، پس این لحظات با هم بودن برایتان بسیار ارزشمند است.
ابنای روزگار، نبینند روی هماز بسکه در میان همه را گرد کلفت است
هوش مصنوعی: نسلهای دوران، به یکدیگر نگاه نمیکنند چون همه در میان یکدیگر به شدت مشغول و غرق در کارهای خود هستند.
باغی کنون بخرمی کنج فقر نیستزآنجا برون مرو، اگرت ذوق عشرت است
هوش مصنوعی: این باغی که اکنون در آن هستی، در گوشهای از فقر و تنگدستی است. از آنجا خارج نشو، اگر به لذت و خوشی علاقهمندی.
ارباب جاه را، چو کرم نیست زینتیدست گشاده شمسه ایوان دولت است
هوش مصنوعی: اگر کسی که مقام و ثروت دارد، بخشنده نباشد، در حقیقت زینتی برای او نخواهد بود و تنها ابهت و زیبایی اش به مانند شکوه یک ایوان بی محتوا خواهد بود.
ای جان، همیشه بر سر خوان رضا اگربا تلخی زمانه نسازی، چه لذت است؟
هوش مصنوعی: ای انسان، اگر در زندگی با مشکلات و سختیها روبرو نشوی و همیشه در حال خوشحالی و رضایت نباشی، در واقع لذتی در زندگی نخواهی برد.
واعظ شدی چو پیر، منال از شکستگیپشت خمیده موجه دریای رحمت است
هوش مصنوعی: تو به عنوان واعظ و سخنران، همانند یک پیر و کهنسال هستی. نگران این نباش که به خاطر دردها و مشکلاتت، وضعیتت خمیده و شکسته به نظر میرسد، چرا که این حالت در حقیقت نشاندهنده بزرگی و عمق دریای رحمت الهی است.