شمارهٔ ۱۳۳
هوش مصنوعی: این ابیات شعر به بیان انتقادات و نکات اخلاقی میپردازند. شاعر به سادگی و دوری از ظاهرسازی تأکید میکند و میگوید که برای خجلتزدگی، نگاه به آینه و نوشیدن شراب (نماد شادی و آزادی) کافی است. او همچنین میگوید که زیباییهای ظاهری و کمان ابرو و جاذبههای فریبنده، دیگر برایش جذابیت ندارند.
شاعر بر این نکته تأکید میکند که سخن گفتن بیهوده و وابستگی به دنیا هیچ نیازی به بیان ندارد. همچنین، او به خطرات ناشی از ولع و جستجوی بیهوده ثروت اشاره میکند و میگوید که تحمل نقص و کاستی در زندگی به خاطر زیادهطلبی کافی است.
در نهایت، او از واعظان میخواهد که از راه راست منحرف نشوند، زیرا این راه به نجات و رستگاری منتهی میشود. به طور کلی، پیام شعر دعوت به سادگی و راستی و دوری از ظواهر دنیاست.
دگر بجای رخ ساده، لوح ساده بس استز خجلتت، بکف آیینه جام باده بس است
هوش مصنوعی: به جای چهرهی بیپیرایه، یک لوح بیتزئین کافی است. به خاطر شرم و حیا، در دستت یک آینه و جامی از شراب کافی است.
کمان جور، بآذار خلق زه بستنکنون گذشته، خدنگ قدت کباده بس است
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که تیر و کمان تو دیگر آزار مردم را به پایان رسانده و اکنون زمان آن رسیده که قدرت تو به اندازه کافی نمایان شود.
بدعوی سخن و دلبستگی بجهانلب گشاده چه حاجت؟ درگشاده بس است
هوش مصنوعی: اگر دلی به عشق و محبت وابسته است، دیگر نیازی به گفتن و اظهار کردن نیست. تنها احساس عمیق کافی است.
گذاشتن ز هوس، عمر خویش بر سر مالکشیدن این همه نقصان پی زیاده بس است
هوش مصنوعی: از روی هوس، عمر خود را برای جمع کردن مال خرج کردن این همه نقصها به خاطر زیادتر داشتن کافی است.
قدم برون منه از راه راستی واعظکه این ترا به دیار نجات، جاده بس است
هوش مصنوعی: ای واعظ، از راه راست منحرف نشو، زیرا همین جاده کافی است تا تو را به سرزمین نجات برساند.