شمارهٔ ۲۱۴
هوش مصنوعی: این شعر به ناامیدی و بیفایده بودن تلاشهای انسانی اشاره دارد. شاعر با بیان اینکه زندگی و تلاشهای ما در نهایت بیهوده است، به مشکلات و دردهای دنیوی اشاره میکند. او از دوگانگیهای زندگی، از قبیل جوانی که بیهدف میگذرد و تلاشهایی که نتیجهای ندارند، سخن میگوید. در نهایت با بیان اینکه دل انسان به خاطر اندیشههای دنیوی تیره میشود، به بیفایده بودن تلاش برای کسب ثروت و راحتی اشاره میکند و هشدار میدهد که واعظان هم نمیتوانند حقیقت را پنهان کنند. کل اثر به نوعی انتقادی به زندگی و تلاشهای ناکام انسان میپردازد.
زندگی شد همه نابود، پی بود عبثقدم سعی درین بادیه فرسود عبث
هوش مصنوعی: زندگی تماماً به ویرانی گرایش پیدا کرده و تلاش برای قدم گذاشتن در این راه بیفایده است؛ هر کوشش در این مسیر فقط به هدر میرود.
کفن از تار امل بافی ما ماند به مادر جهان این همه جان کندن ما بود عبث
هوش مصنوعی: در این جهان، ما با زندگی و تلاشهایمان درگیر هستیم، اما در نهایت تمام زحماتمان بیفایده به نظر میرسد. مانند اینکه زندگیمان با تار و پود آرزوهای بر باد رفته بافته شده است و در نهایت، تنها مرگ را به جا میگذاریم.
بسیه چاه لحد، پا چو گذاری، دانیبوده است این در و دیوار زراندود عبث
هوش مصنوعی: اگر به چاه قبر پا بگذاری، متوجه میشوی که این دیوار و در، که به طلا مزین شدهاند، بیهوده و بیفایده هستند.
جان پی بندگی آمد بتن و، کار نساختدامن پاک، به این خاک و گل آلود عبث
هوش مصنوعی: روح انسان به خدمتگزاری و بندگی پروردگار آمده، اما دستهای او نتوانستهاند دامن پاکی را به این خاک و گل آلود برسانند که از کار بیهوده است.
شد جوانی و، ندیدیم بجز کلفت از آنریخت حلوا و،نخوردیم به جز دود عبث
هوش مصنوعی: جوان شدیم اما جز خدمتکار و کلفت چیزی ندیدیم و از آن شیرینی هم جز دود بیهوده حس نکردیم.
تا که جستیم غنا، رفت ز کف راحت فقرریش کردیم جگر، از پی بهبود عبث
هوش مصنوعی: ما به دنبال ثروت و خوشبختی بودیم، اما آرامش و راحتی خود را که در فقر داشتیم از دست دادیم. حالا با سختیهای فقر دست و پنجه نرم میکنیم، ولی تلاشهای ما برای بهبود اوضاع بینتیجه مانده است.
نه درم بر درم افزود ز امساک تراداغ بر داغ و الم بر الم افزود عبث
هوش مصنوعی: تنها بر دردها و غصههایم افزوده میشود و از بخیل بودن تو تنها بر درد و اندوهم اضافه میکند، بدون هیچ فایدهای.
طامع از دردسر حرص نیاسود دمیصندل آسا بدر خلق جبین سود عبث
هوش مصنوعی: آدم طماع هرگز از دردسر و حرص رهایی نمییابد و مانند صندل (بوی خوش) در میان مردم، فقط به خود نابودی و بیفایده بودن میرسد.
تیره جان، زود جدایی کند از روشندلالفت شعله بود این همه با دود عبث
هوش مصنوعی: روح تاریک و غمگین به سرعت از روشنی و روشنایی فاصله میگیرد، عشق به شعلهور بودن شمع در میان دود بیفایده است.
دل سیه گشت ز اندیشه چرک دنیاواعظ این زنگ ازین آینه نزدود عبث
هوش مصنوعی: دل من به خاطر فکرهای ناخوشایند و خالی دنیا غمگین و پریشان شده است. وعظ و نصیحت تو هیچ تأثیری ندارد و نمیتواند این کدورت و زنگار را از زندگیام بزداید.