شمارهٔ ۲۵۴
هوش مصنوعی: این شعر به بیان تضادها و زوایای مختلف زندگی میپردازد. شاعر از گذر زمان و تغییرات آن سخن میگوید و به چگونگی تاثیرات دنیا بر انسانها اشاره میکند. او به سادگی دل افراد اشاره کرده و بیان میکند که عمر آنها به دنبال ظاهر و زیباییهای دنیوی میگذرد. همچنین، شاعر به صلح و جنگ در روابط انسانی و نیز احساس درد و رنج در این دنیا اشاره میکند. در نهایت، او بر اهمیت بهرهبرداری از زندگی و زمان تأکید میکند و به فریبندگی دنیا و جلوههای آن بیاعتنایی میکند.
ز ما به خشم جهان دو رنگ میگذردصباح و شام به رنگ پلنگ میگذرد
هوش مصنوعی: جهان به خاطر حالتها و احساسات ما به دو رنگ متفاوت جلوه میکند؛ صبح و شب مانند رنگ پلنگ است که در نظر میآید.
توان ز عینک پیران به چشم دل دیدنکه تیر آه ضعیفان ز سنگ میگذرد
هوش مصنوعی: با بصیرت و حکمت میتوان عیوب و دردهای جامعه را مشاهده کرد، چون ابرهای سنگین و مشکلات بر سر ضعیفان میگذرد و آنها را نمیبیند.
تمام عمر تو ای سادهدل ز نقش هنربه فکر جامه خوشطرح و رنگ میگذرد
هوش مصنوعی: تمام عمر تو ای دلباخته، صرف تماشای زیباییهای ظاهری و نقشهای هنری میشود و در این میان، از عمق زندگی و معنای واقعی آن غافل میمانی.
به خون خویش نمودیم صلح با تو همانزما چو تیر نگاهت به جنگ میگذرد
هوش مصنوعی: ما برای برقراری صلح با تو، در دل خود خون میخوریم. در حالی که نگاه تو مثل تیر، دل را به جنگ میکشاند.
جهان ز نعمت درد تو گشته مالامالهمان معاش دل خسته تنگ میگذرد
هوش مصنوعی: دنیا به خاطر درد تو پر از نعمت شده است، اما زندگی برای دل خستهام به کندی میگذرد.
بگیر بهره خود ای نهال باغ وجودکه آب عمر بسی بیدرنگ میگذرد
هوش مصنوعی: ای نهال باغ زندگی، سهم خود را بگیر، چون آب عمر به سرعت و بیوقفه در حال گذر است.
فریب جلوه دنیا نمیخورم واعظاگرچه پر ز برم شوخ و شنگ میگذرد
هوش مصنوعی: من به فریبندگی و زیورهای دنیا توجهی ندارم، حتی اگر وعاظ و موعظهکنندگان به من وعدههای زیبا بدهند. زندگی با خنده و شادی خود به جلو میرود و من از آن لذت میبرم.