شمارهٔ ۳۰۴
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به درد و رنج دل و احساسات عمیق خود اشاره میکند. او میگوید هر بار که آن معشوق ظاهر میشود، دلش پر از عقده و احساس غم میشود. او در مورد ریشههای این درد صحبت میکند و به دشواریهای ناشی از احساسات مختلف اشاره میکند، مانند زود رنجی و خویشتنداری. شاعر همچنین به ناتوانیاش در فرار از این مشکلات و دردها اشاره میکند و با فریاد زدن در کوچهها، تلاش میکند از درون خود رها شود. او در پایان به مخاطب میگوید اگر کسی از او بپرسد که چرا اینقدر نالان است، باید بگوید او یک واعظ آشفته حال است که در دلش درد و رنج دارد.
هر گه آن مه، رخ بنماید از پی دفع گزندمیکند در مجمر دل عقده های کار سپند
هوش مصنوعی: هر زمان که آن ماه چهرهاش را نمایان کند، برای دور کردن آسیبها، در دل انسان دردهای پنهان و پیچیده را میزداید.
عقده ام از کیست در دل؟ از بلائی آفتیچون نزاکت زود رنج و، چون ملامت دلپسند!
هوش مصنوعی: در دل من دلیلی برای ناراحتی وجود دارد. این ناراحتی به خاطر بلاهایی است که از افرادی زود رنج و عیب جو به من میرسد.
چون خموشی، راز دارو، چون سخن حاضرجوابچون اثر بیگانه خوی و، چون دعا بالابلند
هوش مصنوعی: زمانی که ساکت هستی، رازها را حفظ میکنی. وقتی که صحبت میکنی، آماده و پاسخگو هستی. وجود تو از دیگران جداست و به گونهای خاص نمود پیدا میکند. دعایت تو همچون نیایش بلند و اثرگذاری است.
چون توان جست از کمند سرکشی کز حیرتشتاب را پای برون رفتن نباشد از کمند؟!
هوش مصنوعی: وقتی که انسان توانایی فرار از دام وسوسهها و مشکلات را ندارد، چگونه میتواند از حیرتی که او را درگیر کرده و به خود اجازه خروج از این شرایط را نمیدهد، نجات یابد؟
میکنیم از درد او فریاد، در هر کوچهایگرچو موسیقار میسازند ما را بند بند
هوش مصنوعی: ما در هر جایی از درد او فریاد میزنیم، حتی اگر موسیقیدانان ما را زنجیر زنجیر کنند.
گر بپرسد کیست از ما این چنین نالان؟ بگو:واعظ بیچاره آشفتهحال دردمند
هوش مصنوعی: اگر کسی از ما بپرسد که این شخص نالان کیست، بگو: فردی است که دردمند و آشفتهحال است و به نوعی در نقش واعظ قرار دارد.