تناجی
واعظ قزوینی

شمارهٔ ۳۰۸

اهل دنیا، بسکه در دل حسرت زر داشتندعاقبت مردند تا دل از جهان برداشتند
تاجدارانی کزیشان رفت بس سرها ببادعاقبت رفتند بر بادی که بر سر داشتند
شد ز پیری مو سفید و، رفت بینایی ز چشمصبح چون گردید روشن، شمع را برداشتند