شمارهٔ ۳۱۵
هوش مصنوعی: این شعر به بیان ناتوانی و ناامیدی انسان در برابر سرنوشت میپردازد. گوینده به این نکته اشاره دارد که تلاش انسان برای رسیدن به عشق و دوستی گاهی بینتیجه است و در نهایت دلهای آتشین و دردناک در سکوت و غم فرو میروند. همچنین، او از نابرابریهای انسانی صحبت میکند و اینکه شاید کسی دیگر از زیبایی و لطافت محبوبش برخوردار شود، در حالی که خود او از این نعمتها محروم است. در نهایت، درد و رنج انسان به سخنان واعظان نیز سرایت میکند و آنها از آن دردها سخن میگویند.
حلقه بر هر دری این زمزمه را ساز کندکه برویت اثر ناله دری باز کند
هوش مصنوعی: در هر خانهای این صدا پخش میشود که نالهای باعث میشود درها باز شوند و به تو راه دهند.
پایه تخت شرف الفت بی قدران استشعله را صحبت خاشاک سرافراز کند
هوش مصنوعی: تخت شرافت و دوستی بر پایه افرادی که ارزش خود را نمیدانند استوار است، و آتش را صحبت با چیزهای بیارزش میتواند بلندمرتبه کند.
بر سرت چتر سیه بختی خود بس، چه ضروربه پر و بال هما روح تو پرواز کند؟!
هوش مصنوعی: به جای اینکه خود را تحت تأثیر بدبختیات قرار بدهی و تحت سایهی آن زندگی کنی، چرا اجازه میدهی روح تو به معنای واقعی پرواز کند؟!
در خم چرخ بود شادی ما بیخردانخنده کبک که در چنگل شهباز کند
هوش مصنوعی: ما در چرخ زمان، شادیم، اما مانند کسانی که نمیدانند، شادیمان موقتی و سطحی است؛ مانند خندهی کبکی که در دام عقابی افتاده است.
بر سر گرد ره دوست،دل میلرزدصورتم خامه نقاش چو پرداز کند
هوش مصنوعی: دلم در مسیر ملاقات با دوست میتپد و چهرهام مانند قلم نقاشی است که حس و حال را به تصویر میکشد.
من بیقدر نیم لایق ناز تو، مگردیگری از تو کشد ناز و، بمن ناز کند
هوش مصنوعی: من ارزش و لایق ناز و محبت تو نیستم، جز اینکه کسی دیگری از تو محبت بگیرد و بر من ناز کند.
خون دلها همه از گریه بانجام رسدواعظ از درد تو هرجا سخن آغاز کند
هوش مصنوعی: همه دلهای شکسته و ناراحت به خاطر گریه و اندوهی که دارند دچار رنج و درد میشوند. واعظ (مربی دینی) نیز هر جا صحبت کند، از درد و مشکلات تو سخن خواهد گفت.