شمارهٔ ۳۸۱
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف روابط انسانی و احساسات میپردازد. شاعر از بیرحمی و خشونت برخی افراد میگوید که با وجود نامهربانی، در باطن ممکن است مهربانیهایی داشته باشند. او همچنین به مقایسه گلها و انسانها میپردازد و بیان میکند که انسانها در عین زیبایی ممکن است به لحاظ روحی خالی و بدون خار باشند. شاعر از گذر عمر و بیتوجهی به رنج و حسرت همنسلان خود صحبت میکند و به نوعی از ضعیف بودن انسانها در برابر سختیهای زندگی یاد میکند. در پایان، به بیعاری و خامی انسانها اشاره میکند و نشان میدهد که در عین حال که ممکن است ظاهر خوشایندی داشته باشند، در واقعیت دچار ضعفهای جدی هستند.
میکند لطفی، ز بیرحمی بسی خونخوار ترمیزند حرفی، ز خاموشی ولی هموار تر
هوش مصنوعی: نیکی این شخص به گونهای است که حتی از سختگیریهایش هم خطرناکتر به نظر میرسد، زیرا وقتی سکوت میکند، حرفهایش به آرامی و بیدردسر بیان میشوند.
مهربانیهای آن نا مهربان را دیده امنیست در گفتارش از دشنام بی آزار تر
هوش مصنوعی: من رفتارهای محبتآمیز فردی که به نظر میرسد بیرحم است را دیدهام و متوجه شدم که سخنانش از فحش زدن هم بیخطرتر است.
دیده ام گلهای صحرای جهان را یک بیکنیست از دست تهی دیگر گلی بیخارتر
هوش مصنوعی: من در این دنیا گلهای بسیاری را دیدهام، اما هیچکدام از آنها به اندازه یک گل بیخار دیگر نمیتوانند بیارزش باشند.
همرهان آه حسرت در قفا وامانده اندباری ای عمر سبک رو، میروی؛ هموارتر!
هوش مصنوعی: همراهان من با حسرت و اندوه در پی من ماندهاند، اما تو ای عمر که به سرعت میگذری، با آرامش بیشتری میروی!
کار ما را، روشناس درگه حق کرده استنیست ما را هیچکس از بیکسی غمخوار تر
هوش مصنوعی: کار ما را درگاه حق روشن ساخته است، و هیچکس از بیکسی ما، غمخوارتر نیست.
گر بدش هم آید، آید؛ نیست از واعظ کسیخام تر، بیمغزتر، بیشرم تر، بیعارتر!
هوش مصنوعی: اگر هم از او خوشش نیاید، بیاید؛ هیچ کس از واعظ، نادانتر، بیفکری بیشتر، بیشرمتر و بیعارتر نیست!