شمارهٔ ۴۱۵
هوش مصنوعی: این شعر به دعوت به بیداری و تلاش برای تسخیر فقر و غم میپردازد. شاعر از خواننده میخواهد که به جای غفلت و خواب، بیدار شده و برای بهبود وضعیت خود تلاش کند. او همچنین به اهمیت نیکوکاری و کمک به دیگران اشاره میکند و تأکید میکند که نباید به خود مشغول بود، بلکه باید به فکر دیگران نیز بود. در نهایت، او بر این باور است که باید از ترس گناه دوری کرد و سعی در زندگی بهتر و معنویتر داشت.
تسخیر ملک فقر کن و، پادشاه باشاز دستبرد لشکر غم، در پناه باش!
هوش مصنوعی: فقر را به سلطه خود درآور و فرمانروای آن باش تا از حمله و آسیبهای غم در امان بمانی.
تا چند مرده هوس خواب غفلتیبرخیز زنده نفس صبحگاه باش
هوش مصنوعی: تا کی میخواهی در خواب غفلت بمانی؟ بیدار شو و زندگی را در صبح بپذیر.
پیشت رهیست سخت و، تو در جامه خواب نرمبرخیز و در تهیه اسباب راه باش
هوش مصنوعی: راهی که پیش روی توست دشوار است، اما تو در حال خواب و بیخبری هستی. بیدار شو و برای آمادهسازی سفر خود تلاش کن.
هرسو چه بلائی و خس پوش لذتیستای دل تمام چشم و، سراپا نگاه باش
هوش مصنوعی: هر جا که مصیبت و بدبختی باشد، دل خوشی و لذت هم وجود دارد. ای دل، همیشه آماده نگاه کردن و رسیدن به زیباییها باش.
تا لطف حق کشد ببرت همچو کهرباخود بینوا و، نان ده مردم چو کاه باش
هوش مصنوعی: تا زمانی که لطف خدا تو را به سوی خود جذب کند، مانند کهربا، تو هم بینوا خواهی بود. و مردم را مانند کاه تغذیه کن.
واعظ، بس است دامن تر از گنه کنون!تر دامن از سرشک ز بیم گناه باش
هوش مصنوعی: واعظ، دیگر بس است که از گناه گَله میکنی! خودت هم از ترس گناه، دامنات از اشک پر شده است.