تناجی
واعظ قزوینی

شمارهٔ ۴۳۵

نیست ای دل محنت آباد جهان، جای نشاطابله آن کو میکند در وی تمنای نشاط
جز گل آتش نچیند باغبان از شاخ خشکچند باشی آخر ان عمر جویای نشاط
شادکامیهای عالم، مایه ناکامی استگریه ها چون ابر میخیزد ز دریای نشاط
لاله غم، سرخ دارد روی باغ عیش رانیست غیر از نخل ماتم، گلشن آرای نشاط
از هجوم غم نیابد یک نفس جای درنگگر رسد واعظ بمحنت خانه ام پای نشاط