شمارهٔ ۴۴۱
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به نقد طمع و به تباهیهایی که از آن ناشی میشود، میپردازد. او بیان میکند که هیچ کس از طمع چیزی به دست نیاورده و هیچ کس با شکم پر آماده استراحت نمیشود. او هشدار میدهد که زبان تیز و حرفهای بیمورد فقط به مشکلات دامن میزند و به جایی نمیرسد. شاعر تأکید میکند که برای رسیدن به کمال، دعا و دلخوشی به خداوند بهتر است تا طمع به دنیا و مادیات. همچنین، او توصیه میکند که از نگاه به دیگران پرهیز کرده و به جای آبرو فروشی، در جستجوی عزت واقعی باشیم. در نهایت، او به سمت حق و درگاه خداوند اشاره میکند و از طمع به دنیا دور میشود.
نیافته است کسی لذتی ز خوان طمعنگشته سیر کسی را شکم بنان طمع
هوش مصنوعی: هیچ کسی از میوههای طمع لذتی نچشیده و هیچکس نمیتواند از شکم سیر باشد، وقتی که همیشه به آرزوها و خواستهها فکر میکند.
همیشه بهر پریدن ز ناکسان دنیمساز تیغ زبان تیز بافسان طمع
هوش مصنوعی: همیشه در زندگی برای اوج گرفتن و پیشرفت از افراد بیکیفیت دوری کن و با زبان خود به دیگران آزار نرسان.
برای اینکه کنی صید مطلب دوریبرشته های سخن زه مکن کمان طمع
هوش مصنوعی: برای اینکه به مقصود خود برسی، نباید به دنبال چیزهای دور و غیرواقعی باشی و باید از طمع و آرزوهای بیهوده دوری کنی.
توان بقصر شرف شد چو با کمند دعامرو بچاه دنائت بریسمان طمع
هوش مصنوعی: وقتی که با دعا و خواسته خود به کمال و بزرگی دست یابی، دیگر به دام دشمنی و حقارت نرو.
بپوش چشم زخلق و، بچشم خلق نشینکه بی نشان شدنت، نیست جز نشان طمع
هوش مصنوعی: از نگاه دیگران فاصله بگیر و به دیدگاه خودت توجه کن، زیرا ناپدید شدن تو، تنها یک نشانه از خواستههای دیگران است.
مساز پیشه خود آبرو فروشی رابهر گذر مگشا از دو لب دکان طمع
هوش مصنوعی: به خودت اجازه نده که آبرو و حیثیتت را در معرض فروش قرار دهی، تا از این راه به چیزی دست پیدا کنی. از دو لب خود به راحتی نگذران و مراقب باش که طمع به سراغت نیاید.
ترا که گلشن عزت ز تشنگی شد خشکمبند آب رخ خود ببوستان طمع
هوش مصنوعی: تو که به خاطر تشنگی، گلشن عزتت خشک شده است، آب و روی خود را به بهشت طمع نزند.
متاز اسب طلب بر در کسان واعظبتاب جانب درگاه حق عنان طمع
هوش مصنوعی: ای سوار کار طلب، نرین اسب خود را در برابر کسانی که در این عرصه هستند به پا دار و با وقار به سوی درگاه حق توجه کن و از امید و آرزوی دور و دراز پرهیز کن.