شمارهٔ ۴۵۸
هوش مصنوعی: شعر به تحلیل و تفسیر زندگی و مرگ میپردازد. شاعر به انتظار مرگ و بیمعنایی زندگی در این انتظار اشاره میکند. او حس میکند که زمان پیری و نزدیک شدن به مرگ فرارسیده و با ابزارهایی مانند عصا به سمت آن حرکت میکند. شاعر از زندگی خسته و ناامید است و میگوید که گذشتههای زندگی به اندازهای ارزشمند نبوده که نسبت به مرگ، کمنظیر باشد. همچنین به تنگناهای معیشتی اشاره کرده و میگوید هیچ چیز نمیتواند او را از اضطراب ناشی از مرگ آسوده کند. در نهایت، شاعر خود را آماده برای پذیرش مرگ میداند.
بگذشت زندگی همه در انتظار مرگاما چه زندگی؟ که نیامد بکار مرگ!
هوش مصنوعی: زندگی همه در انتظار مرگ گذشته است، اما چه زندگیای که مرگ هیچگاه به کار نیامد!
عینک بدیده نیست مرا، نور چشم منچشمم چهار شد بره انتظار مرگ!
هوش مصنوعی: من عینک نمیزنم و چیزی نمیبینم، نور چشم من هم همین چشمم است که با انتظار مرگ، چهار شده است.
بر خاست گرد پیریم از شاهراه عمرمعلوم شد که میرسد اینک سوار مرگ!
هوش مصنوعی: پیری به سراغم آمده و در مسیر زندگی، متوجه شدم که مرگ نزدیک است و به زودی به سراغم خواهد آمد.
از بهر دورباش حواسم ز راه اوگردیده پیریم ز عصا چوبدار مرگ
هوش مصنوعی: به خاطر دوری از او، حواسم منحرف شده و سنم چون چوبی شده که نشانهی نزدیک بودن مرگ است.
با هر دو پا بدام فتادم، چو قد خمیدپشت دو تاست، خم کمند شکار مرگ
هوش مصنوعی: من به دام افتادهام و چون قد من خمیده است، به دو حالت در تنگنا قرار دارم. کمند مرگ مرا در بر گرفته و نمیتوانم از آن رهایی یابم.
بردیم مرده مرده بسر بسکه زندگیامروز نیستیم غریب دیار مرگ
هوش مصنوعی: از زندگی امروز دوریم و حس میکنیم که در دنیای مرگ غریب و بیخبر از زندگی واقعی هستیم. در این وضعیت، حتی مردهها هم در ما زندگی نمیکنند و غمگین و بیگانهایم.
زین پیش جنس مرگ چنین رایگان نبودبرداشت دوریت ز میان اعتبار مرگ
هوش مصنوعی: از این پس، مرگ به این آسانی قابل دسترسی نیست و دوری تو اعتبار مرگ را تحت تأثیر قرار میدهد.
آسوده ز اضطراب معیشت نمی شودبا خویشتن کسی ندهد تا قرار مرگ
هوش مصنوعی: آسودگی از نگرانیهای معیشتی ممکن نیست و هیچکس تا زمانی که زنده است، نمیتواند به آرامش کامل دست یابد.
واعظ، مرا نه پشت خم از ضعف پیری استقد کرده ام دوتا، که روم زیر بار مرگ
هوش مصنوعی: واعظ، من از ضعف پیری خم نشدهام، بلکه قد راست کردهام و آمادهام تا با مرگ روبرو شوم.