شمارهٔ ۴۹۵
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از بیراهنمایی و سردرگمی خود سخن میگوید. او بررسی میکند که چه طور در مسیر زندگی بدون هدایت و تدبیر پیش رفته و مشکلات و مصایب را به دست خدا واگذار کرده است. شاعر به شکست و ندانمکاری خود اذعان دارد و به انتقامگیری از خصم به آرامش و مدارا روی میآورد. او به احساس تنهایی خود اشاره میکند و از عدم پرسش دیگران درباره حالش گله میکند. در نهایت، شاعر به این نتیجه میرسد که در دنیای پرهیاهو، بر تلاش برای رسیدن به زندگی حقیقی و معنوی متمرکز شده و از زرق و برق دنیا فاصله گرفته است.
بی رهنما، براه طلب پا گذاشتیمخود را بشوق راهروی وا گذاشتیم
هوش مصنوعی: بدون راهنما، بر مسیر جستجو قدم گذاشتیم و خود را با اشتیاق به مسیر جدیدی سپردیم.
تدبیر دلگشایی ما، هیچکس نکرداین کار را بدامن صحرا گذاشتیم
هوش مصنوعی: نقشه و تدبیر شادی ما، کسی نتوانست به خوبی انجام دهد. ما این کار را در دامن طبیعت و دل صحرا قرار دادیم.
راضی بدلشکستگی جهل خود شدیمگردنکشی بمردم دانا گذاشتیم
هوش مصنوعی: ما با نادانی خود به بدبختی رضایت دادیم و به نادانی خود مغرور شدیم، در حالی که دانایان و فرزانگان را نادیده گرفتیم.
با ما هر آنچه خصم توانست کرد کردما انتقام خود بمدارا گذاشتیم
هوش مصنوعی: ما هر چه دشمنان توانستند به ما آسیب رساندند، اما ما انتقام خود را با صبوری و آرامش کنار گذاشتیم.
اینجا کسی چو پرسش احوال ما نکردما حال خود بپرسش فردا گذاشتیم
هوش مصنوعی: اینجا هیچکس احوال ما را نپرسید، بنابراین ما هم حال خود را به فردا موکول کردیم تا بپرسیم.
در کارها ز خود نکشیدیم منتیجز اینکه کار خود بخدا واگذاشتیم
هوش مصنوعی: ما در کارهایمان هیچگونه انتظاری از دیگران نداشتیم، جز اینکه کارهایمان را به خدا سپردیم.
نگذاشتیم در دل خود هیچ زندگیتا دل بزندگانی دنیا گذاشتیم
هوش مصنوعی: ما هیچ لذتی را در دل خود باقی نگذاشتیم تا تمام احساسات و زندگی خود را در دنیای پر زرق و برق بگذاریم.
در خون دل بخنده نشستن نبود رسماین رسم ما بگردن مینا گذاشتیم
هوش مصنوعی: خنده بر چهره در حالی که دل غمگین است، کار عادی و مرسومی نیست. ما این سنت را ایجاد کردیم که آن را به گردن مینا، یعنی ظرفی تزیینی، آویزان کنیم.
واعظ شد اولین قدم ما بهشت فیضتا پای خواهش از سر دنیا گذاشتیم
هوش مصنوعی: نخستین گام ما به سوی بهشت فیض، به واسطه وعظ و نصیحت بود، اما زمانی که از خواستههای دنیوی خود گذشتیم، به حقیقت نزدیکی پیدا کردیم.