شمارهٔ ۵۵۹
هوش مصنوعی: این شعر به بیان احساس عمیق شاعر نسبت به عشق و زیبایی میپردازد. او از حیرت و شگفتی خود نسبت به چهره محبوب سخن میگوید و میگوید که هیچ کس در زندگی خود، زیبایی او را به این شکل ندیده است. شاعر از درد و رنج ناشی از جدایی از محبوب و تندی رفتار دوست نیز یاد میکند. او به تجربهاش از عشق و محبت اشاره دارد و میفهماند که در این دنیای پر از افکار و احساسات، تنها عشق واقعی قابل اعتماد است. در نهایت، شاعر به زیبایی و شکوهمندی محبوب خود اشاره میکند و تأکید میورزد که در دل او غیر از عشق، هیچ چیز دیگری جا ندارد.
ز حیرت تو، کسی گردش از کباب ندیدهبه پیش لعل لبت، رنگ در شراب ندیده
هوش مصنوعی: از حیرت تو، کسی مثل کباب نمیچرخد، و در مقابل لب زیبایت، هیچ رنگی مثل شراب دیده نمیشود.
دلم ز دوست بجز تندی و عتاب ندیدهبغیر سیل کس این خانه خراب ندیده
هوش مصنوعی: دلم هیچ چیزی جز سرزنش و خشم از دوست نیاورده و هیچکس جز سیلاب، این خانه ویران را ندیده است.
ز بیم شحنه خوی تو در دیار محبتکسی جز از غم هجر تو بیحساب ندیده
هوش مصنوعی: به خاطر ترس از پرچمدار خویش در سرزمین عشق، هیچکس جز به خاطر غم جدایی تو، بیحساب و شمار نرسانده است.
ز پای تا بسرت آنچنان پر سا ز خوبیکه سرمه جای در آن چشم نیم خواب ندیده
هوش مصنوعی: از سر تا پای تو پر از زیبایی هستی که حتی خواب نیمهای هم نمیتواند به چشمانت برسد.
چه اعتماد بحرفی، که آن ز فکر نخیزدکه زود میگسلد، رشته یی که تاب ندیده
هوش مصنوعی: به چه چیزی میتوان اعتماد کرد اگر که نشانهای از اندیشه و تفکر در آن نباشد؟ زیرا این گونه حرفها به آسانی از هم میپاشند، مثل ریسمانی که هرگز کشیده نشده است.
چو نو نیاز به دولت رسید، شور برآردچو آب دید، خروشد سفال آب دیده
هوش مصنوعی: وقتی نیاز به خوشبختی و موفقیت به اوج میرسد، مانند آب که فوران میکند و خروش میآورد، سفالی که با آب تر شده است نیز به تلاطم میافتد.
بغیر آن قد شمشاد، نیست در دل واعظچو شانه غیر الف، کس درین کتاب ندیده
هوش مصنوعی: واعظ تنها به آن قد و قامت مانند شمشاد میبالد و غیر از این، هیچ چیز در دل او نیست؛ مانند اینکه در این کتاب، غیر از حرف الف، کسی را ندیدهایم.