شمارهٔ ۵۶۸
هوش مصنوعی: این شعر به نقد و توبیخ انسانهایی میپردازد که به دنبال دنیا و زرق و برق آن هستند. شاعر از افرادی سخن میگوید که به دنبال ثروت و معیشت میگردند، در حالی که حقیقت زندگی در قناعت و تلاش درونی نهفته است. او به آنها میگوید که مانند نخل بیبر، بدون هدف در حال چرخیدناند و بهتر است به جای جستجوی مادیات، به درون خود و ارزشهای واقعی زندگی توجه کنند.
به گرد دولت دنیای دونپرور چه میگردی؟!چو آب نخل بیبر را، به گرد سر چه میگردی؟!
هوش مصنوعی: چرا در پی خوشبختی دنیایی هستی که ارزش ندارد؟ مثل این است که برای برگ نخل بیثمر میگردی، چرا به اطراف سر فرسودهات بیاویزی؟
ترا در کوه همت، چون قناعت معدنی باشدتو چون اکسیر در هر کوره بهر زر چه میگردی؟!
هوش مصنوعی: اگر در زندگی به قناعت و خویشتنداری اهمیت بدهی، مانند مادهای باارزش در دل کوه هستی. چرا به دنبال زر و طلا از هر سو میگردی، در حالی که خود به تنهایی ارزشمندتر از آنی؟
کف خالی بود لوح طلسم محنت دنیابه دست آوردهای این لوح را، دیگر چه میگردی؟!
هوش مصنوعی: دستت خالی است، اما با این حال، توانستهای لوحی را به دست بیاوری که مشکلات زندگی را در آن نوشتهاند. حالا که این لوح را داری، دیگر چرا به دنبال چیز دیگری هستی؟
سحابت میکشد آب و، زمین میآورد نانتبرای آب و نان، چندین به بحر و بر چه میگردی؟!
هوش مصنوعی: باران برای ما آب میآورد و زمین برای ما نان تولید میکند. پس چرا تو اینقدر بیجهت در دریا و ساحل سرگردانی و دنبال چیزهای بیمعنی میگردی؟!