شمارهٔ ۵۸۱
هوش مصنوعی: این شعر به بیان ناپایداری دنیا و بیارزشی مال و مقام در برابر درد و رنج انسانها میپردازد. شاعر به ما یادآوری میکند که سروری و مقام هیچ سودی ندارد و بهتر است از درد دوری کنیم. مالداران به دنبال منفعت شخصیاند و اهمیت درویشان را نمیفهمند. همچنین اشاره میکند که هیچکس نمیتواند کالا یا چیزی را به صورت مطلق پسند کند و هر فردی در این دنیا گاهی به سرنوشت خود دچار میشود. در پایان، شاعر رابطهای با دوستان و همدمانش را مهم میسازد و با یادآوری گفتاری از آنها به زندگی ادامه میدهد.
خسروی خواهی، بنه از سر کلاه سرورینیست سر را، افسری بهتر ز بیدرد سری
هوش مصنوعی: اگر میخواهی خسرو و پادشاه باشی، برای خودت از کلاه سروری دست بردار. چون برتری و رهبری در سر نیست، بلکه فکری است که از درد و رنج دور باشد.
مالداران، بهر خود هردم بلائی میخرندحیف درویشان نمیدانند قدر بی زری!
هوش مصنوعی: ثروتمندان همیشه برای خود مشکلات و دردسرهایی ایجاد میکنند، اما افسوس که فقرا ارزش بیپولی و سادهزیستی را نمیدانند.
نیست جنس خود پسندی دلپسند هیچکسدر دو عالم خودفروشان را نباشد مشتری
هوش مصنوعی: در هیچ کجای دنیا، هیچ کس نمیتواند به خودپسندی و خودبینی دل ببندد. افرادی که خود را میفروشند و به دنبال جلب توجه و پذیرش دیگران هستند، مشتری ندارند.
هر نفس دوران حریفی را ز پا می افگندگردش گردون کند در محفل ما ساغری
هوش مصنوعی: هر لحظه، یکی از رقبای زمان را از پا در میآورد و چرخ زمان، در جمع ما به جامی مشغول است.
بعد ما از همدمان واعظ مگر گاهی سخنبا زبان مصرعی ما را کند یادآوری
هوش مصنوعی: پس از ما، جز گاهی از همنشینان و موعظهگران، سخنی با زبانی چون شعر نمیماند که ما را به یاد گذشتهها بیندازد.