شمارهٔ ۴ - تاریخ مرگ حاجی محمد حسین
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به مرگ حاجی محمد حسین اشاره میکند. او از دنیا و فقدان او به شدت متاثر است و اشکهایش به مانند خون دل از چشمانش میریزد. در این روزگار، مانند تندباد مرگ، یک انسان آزاد و بزرگ از پا در میآید و غم او گلهای بوستان را تحت تأثیر قرار میدهد. شاعر از کسی میخواهد که تاریخ فوت او را بگوید و در نهایت با اخلاص دعا میکند که خداوند او را بیامرزد.
چو رو کرد «حاجی محمد حسین »بجنت از این عالم بی بقا
هوش مصنوعی: زمانی که حاجی محمد حسین به سوی بهشت روی آورد، از این دنیا که پایدار نیست، فاصله گرفت.
خروشان و جوشان ز دنبال اوروان گشت خون دل از دیده ها
هوش مصنوعی: خون دل از چشمها به خاطر او سرازیر شد و به شکل طغیانی و جوشانی در حال حرکت بود.
دراین گلشن از تندباد اجلچه آزاده نخلی درآمد ز پا!
هوش مصنوعی: در این باغ، با وجود طوفان مرگ، چگونه میتواند درختی آزاد و ریشهدار از زمین جدا شود؟
گلی رفت زین بوستان! کز غمشفراموش شده بلبلان را نوا
هوش مصنوعی: گلی از این باغ رفت و به خاطر غمش، بلبلها آوازشان را فراموش کردهاند.
طالب کرد تاریخ فوتش ز منعزیزی بطرز سخن آشنا
هوش مصنوعی: تاریخ وفات عزیزم را به شیوهای آشنا و با کلامی دلنشین از من خواستند.
برآوردم از روی اخلاص دستبگفتم: «بیامرزد او را خدا»!
هوش مصنوعی: از روی صداقت و خلوص نیت، دست بلند کردم و دعا کردم که خدا او را ببخشد.