تناجی
خاقانی شروانی

غزل شمارهٔ ۸۰

دلم در بحر سودای تو غرق استنکو بشنو که این معنی نه زرق است
فراقت ریخت خونم این چه تیغ استنفاقت سوخت جانم این چه برق است
جهان بستد ز ما طوفان عشقتامانی ده که ما را بیم غرق است
تو هم هستی در این طوفان ولیکنتو را تا کعب و ما را تا به فرق است
اگرچه دیگری بر ما گزیدیندانستی کز او تا ما چه فرق است