غزل شمارهٔ ۱۲۰
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر احساسات عمیق عاشقانه و دردهای ناشی از عشق است. شاعر از دوستش یاد میکند که در عشقش به او وفادار نبوده و دچار رنج و عذاب شده است. او صبرش را از دست داده و به یاد معشوق، غم و ناراحتی را تحمل میکند. شاعر از بدیهای معشوقش میگوید و اگرچه او سختیهایی به وجود آورده، همچنان محبتش در سینهاش باقی مانده است. در نهایت، شاعر از سوختگی دلش بر اثر عشق و بیوفایی معشوق مینالد.
دوست مرا رطلِ عشق، تا خط بغداد دادلاجرم از خطِ صبر کار برون اوفتاد
دوست به من شراب عشق تا خط دوم جام داد. به ناچار، کارم از شکیبایی گذشت. [در گذشته، جام باده دارای هفت خط بوده است؛ جور، بغداد، بصره، سیاه (شب یا ازرق)، اشک، کاسهگر و فرودینه.]
صبر هزیمت گرفت، کز صف مژگان اوغمزه کمان درکشید، فتنه کمین برگشاد
هوش مصنوعی: صبر را شکست داد، زیرا غمزه و ناز چشمان او همچون تیر از کمان رها شد و فتنهای در کمین آغاز شد.
عشق به اول مرا، همچو گِل از پای سوددوست به آخر مرا، همچو گُل از دست داد
هوش مصنوعی: عشق در ابتدای راه، مرا مانند گلی سرشار از نشاط و زیبایی کرد و در پایان راه، مانند گلی که دیگر پژمرده شده، از دستم رفت و دیگر چیزی از آن نماند.
تا درِ امید من، هجر به مسمار کردیاد وصالش مرا، نعل در آتش نهاد
هوش مصنوعی: تا زمانی که یادش در دل من تلخی جدایی را به وجود آورد، همچون نعلینی در آتش، دلم را با درد و سوزش پر کرد.
میکند از بدخویی، آنچه نکرده است کسگرچه بدی میکند، چشم بدش دور باد
هوش مصنوعی: افراد بدخواه کارهایی را انجام میدهند که هیچ کس دیگری جرات انجام آن را ندارد. اما با وجود بدیهایشان، امیدواریم که چشمهایشان از نظر بدی دور باشد.
سینهٔ خاقانی اَست، سوختهٔ عشق اواو به جفا میدهد، سوختگان را به باد
هوش مصنوعی: دل خاقانی بر اثر عشقش آتش گرفته است و او با بیرحمی به سوختگان عشق هیچ رحم و عطوفتی نشان نمیدهد.