غزل شمارهٔ ۱۲۷
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به بیان غم و حسرتی عمیق میپردازد که از فقدان عشق و وصال محبوب ناشی میشود. او بیان میکند که دلش هیچگاه به کسی نخواهد رسید و شادی بدون محبوبش بیمعناست. شاعر حسرت بوسهای از محبوب را میکشد، حتی اگر بداند که آن نیز به دیگران نمیرسد. او از دشواریهای زندگی و ناامیدی از رابطهها صحبت میکند و به بیگانگی بین انسانها اشاره میکند. در نهایت، شاعر به خواننده توصیه میکند که به دنبال درد و رنج نباشد، زیرا آنچه او به دنبال آن است، به کسی نمیرسد.
دل از آن دلستان به کس نرسدبر از آن بوستان به کس نرسد
هوش مصنوعی: دل کسی به آن معشوق نمیرسد و هیچکس نمیتواند به آن باغ و زیبایی دست پیدا کند.
بی غمش رنگ عیش کسی نبردبی دَمش بوی جان به کس نرسد
هوش مصنوعی: بدون غم او، کسی طعم شادی را نخواهد چشید و بدون حضور او، هیچکس بوی زندگی را احساس نخواهد کرد.
به غلط بوسهای بخواهم ازوگرچه دانم که آن به کس نرسد
هوش مصنوعی: اگرچه میدانم که این بوسه به کسی دیگر نمیرسد، اما همچنان از او میخواهم.
لب به دندان فروگزد یعنیرطب از استخوان به کس نرسد
هوش مصنوعی: اگر لب بر دندان فشرده شود، یعنی هیچ چیزی از دل برنخواهد آمد و کسی نمیتواند از دل آدمی خبر بگیرد.
وصلش اندیشه چون کنم کامروزدولت از ناکسان به کس نرسد
هوش مصنوعی: امروز با فکر ملاقاتش چگونه میسر است، که خوشبختی از افراد بیمانند به کسی نمیرسد.
مردمی تنگبار گشت چنانکز درش آستان به کس نرسد
هوش مصنوعی: مردم آنقدر تنگدست و فقیر شدند که هیچکس نتواند به دروازهی آنها نزدیک شود و از آنجا وارد شود.
عهد و انصاف پی غلط کردندتا ازیشان نشان به کس نرسد
هوش مصنوعی: عهد و انصاف را زیر پا گذاشتند تا هیچ نشانی از خود باقی نگذارند.
همه بیگانهاند خلق آوخکآشنا زان میان به کس نرسد
هوش مصنوعی: همه انسانها به نوعی بیگانهاند و آنگاه که نیاز به دوستی و آشنایی داریم، هیچکس در میان نیست که به ما نزدیک شود.
اهل جستی مجوی خاقانیکاین مراد از جهان به کس نرسد
هوش مصنوعی: درد کشیدگان را در جستجوی خود نگرد، زیرا آنچه از دنیا میخواهی هرگز به کسی نمیرسد.