غزل شمارهٔ ۲۱۷
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از غم و مشکلات زندگی سخن میگوید و احساس تنهایی و محرومیت خود را در مواجهه با روزگار و یارانش بیان میکند. او به ناامیدی از زمانه اشاره دارد و میگوید که زندگیاش پر از آرزوها و انتظارهاست، در حالی که وفا و اعتماد در میان مردم کمرنگ شده است. همچنین، او به وضعیت خود در مقابل ستارهشناسی و سرنوشت اشاره میکند و در نهایت به این نکته اشاره دارد که با وجود تمام این دشواریها، خود را بر اهل سخن مستولی میداند.
با بخت در عتابم و با روزگار هموز یار در حجابم و از غمگسار هم
هوش مصنوعی: من از سرنوشت در ناراحتی و از روزگار نیز در تنگنا هستم، و از معشوق در دوری و از مسبب غم نیز در رنج.
بر دوستان نکالم و بر اهل بیت نیزبر آسمان وبالم و بر روزگار هم
هوش مصنوعی: من با دوستانم صحبت میکنم و همچنین با اهل بیت خود. به آسمان و سرنوشت خود نیز توجه میکنم و درباره روزگار نیز فکر میکنم.
اندر جهان منم که محیط غم مراپایان پدید نیست چه پایان کنار هم
هوش مصنوعی: در جهان، من کسی هستم که غمهایم هرگز پایان ندارند و این غمها هیچ انتهایی ندارند گرچه ممکن است در کنار دیگران باشم.
حیرانم از سپهر چه حیران؟ که مست نیزمحرومم از زمانه، چه محروم؟ خوار هم
هوش مصنوعی: من از آسمان در تعجبم، اما چه جای تعجبی وجود دارد؟ حتی در حالی که مست هستم، از روزگار بیبهرهام، و احساس خوار بودن هم میکنم.
روزم به غم فرو شُد، لابل که عمر نیزحالم به هم برآمد لابل که کار هم
هوش مصنوعی: روزهایم به غم میگذرد و به همین دلیل عمرم هم به حالت ناراحتی و ناآرامی رسیده است. این وضعیت بر کار و زندگیام نیز تأثیر گذاشته است.
کس را پناه چون کنم و راز چون دهمکز اهل بینصیبم و از رازدار هم
هوش مصنوعی: چگونه میتوانم کسی را پناه دهم یا رازی را به او بگویم، در حالی که خودم از نعمتها بیبهرهام و حتی از کسانی که رازدار هستند نیز دورم؟
بر بویِ همدمی که بیابم یگانه رنگعمرم در آرزو شد و در انتظار هم
هوش مصنوعی: وقتی با کسی همصحبت میشوم که برایم خاص و منحصر بهفرد است، تمام زندگیام پر از آرزو و انتظار میشود.
امروز مردمی و وفا کیمیا شده استای مرد! کیمیا چه؟ که سیمرغوار هم
هوش مصنوعی: امروز وفا و صداقت کمیاب شده است، ای انسان، وفا چه فایدهای دارد؟ حتی همچون سیمرغ، که نماد کمال و زیبایی است، هم نایاب شده است.
بر مردم اعتماد نمانده است در جهانگفتی که اعتماد، مگو زینهار هم
هوش مصنوعی: در دنیای امروز، دیگر نمیتوان به افراد اعتماد کرد. گویا اعتماد دیگر وجود ندارد، پس بهتر است در این مورد سخنی نگویید.
گویند کار طالع خاقانی از فلکامسال بد نبود، چو امسال، پار هم
هوش مصنوعی: میگویند وضعیت خوشبختی خاقانی در این سال بد نبود، مثل سال گذشته.
با این همه به دولت احمد در این زمانسلطان منم بر اهل سخن، کامکار هم
هوش مصنوعی: با این وجود، با توجه به شرایط موجود، در این زمان من به عنوان یکی از پیشوایان شعر و سخن شناخته میشوم و کارها و آرزوهایم در این زمینه به خوبی پیش میرود.