تناجی
خاقانی شروانی

غزل شمارهٔ ۲۵۵

خوش خوش از عشق تو جانی می‌کنموز گهر در دیده کانی می‌کنم
بر سر عقل آستینی می‌زنماز در صبر آستانی می‌کنم
هر که از غیر تو لافی می‌زنداز سر غیرت جهانی می‌کنم
تا دلم کردی نشان تیر هجرصد خدنگ از هر نشانی می‌کنم
تا سنان انداز شد مژگان توهر دم از سینه سنانی می‌کنم
مار ضحاک است زلفت کز غمشقصر شادی هر زمانی می‌کنم
در تن خویش از برای قوت اومغزی از هر استخوانی می‌کنم
بر نگین جان خاقانی مقیممُهرِ مِهرِ مهربانی می‌کنم