غزل شمارهٔ ۲۵۸
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به دعوت به فعالیت و اقدام میپردازد و از دوستان میخواهد که برای دستیابی به نیکویی و خوشی تلاش کنند. او به مشکلات و موانع دین و دنیا اشاره میکند و پیشنهاد میدهد که این مسائل را به خاطر عشق و محبت فراموش کنند. شاعر به قدرت دوستی و وفا تأکید کرده و از آسیبهای بدگویان غمگین است، اما به جای افسوس خوردن، میخواهد که به دوست اشاره کند و این دردها را با محبت و کارهای نیک پاسخ دهد. در نهایت، او با نوید یک هدیه برای دوست، به امید آیندهای بهتر اشاره میکند.
خیز تا رخت دل براندازیموز پی نیکوئی سر اندازیم
هوش مصنوعی: بیا بلند شو تا بار دل را از دوش خود برداریم و به دنبال کارهای خوب برویم.
با حریفان درد مهرهٔ مهربر بساط قلندر اندازیم
هوش مصنوعی: ما با رقبای خود، عشق و محبت را همچون مهرهای بر میز بازی زندگی قرار میدهیم.
دین و دنیا حجاب همت ماستهر دو در پای دلبر اندازیم
هوش مصنوعی: دین و دنیا مانع پیشرفت و تلاش ما هستند، هر دوی آنها را فدای محبت معشوق کنیم.
دوست در روی ما چو سنگ انداختما به شکرانه شکر اندازیم
هوش مصنوعی: دوست وقتی به ما بیمحلی کرد و مانند سنگی سخت شد، ما به خاطر این رفتار، باز هم با دل شکرگزاری واکنش نشان میدهیم.
مردم دیده را سپند کنیمپیش روی بر آذر اندازیم
هوش مصنوعی: به مردم نزدیک میشویم و برایشان در پیشرو آتش روشن میکنیم.
گرچه از توسنی چو طالع ماستما کمند وفا دراندازیم
هوش مصنوعی: هرچند سرنوشت ما همچون اسب تندروست، اما ما با وفای خود را به دام میاندازیم.
گر بدین حیله صید شد بخبخورنه کاری دگر براندازیم
هوش مصنوعی: اگر با این ترفند موفق شدیم شکار کنیم، خوب است؛ وگرنه راه دیگری پیدا خواهیم کرد.
تا کی از غصههای بدگویانقصهها پیش داور اندازیم
هوش مصنوعی: ما چرا همیشه باید غصههای خود را به خاطر حرفهای بد دیگران اینجا و آنجا تعریف کنیم؟
شرح این حال پیش دوست کنیمسنگ فتنه به لشکر اندازیم
هوش مصنوعی: در حال حاضر تصمیم داریم تا وضعیت خود را برای دوست توضیح دهیم و در عین حال با ایجاد چالش یا تنش، زمینه را برای مقابله با مشکلات فراهم کنیم.
تحفه سازیم جان خاقانیپیش خاقان اکبر اندازیم
هوش مصنوعی: ما جان و وجود خود را به خاقانی هدیه میدهیم و آن را به پای خاقان بزرگ میگذاریم.