غزل شمارهٔ ۳۱۰
هوش مصنوعی: این شعر دعایی است برای رسیدن به لذتها و زیباییهای زندگی. شاعر از معشوقهای با ویژگیهای روحانی و زیبا سخن میگوید و به دنبال خوشی و شور است. او خواهان نوشیدن از جامی از شراب و دیدن زیباییهای وجود است. همچنین به زاهدان و عقلگرایان اشاره میکند و به آنها میگوید که باید لحظات لذتبخش زندگی را درک کنند و از قید و بندهایی که بر خود گذاشتهاند، رها شوند. در انتها، شاعر به این نتیجه میرسد که اگر به مستی واقعی دست یابند، باید جان و روح خود را در دست بگیرند و از زندگی به طور کامل بهرهمند شوند.
در صبوح آن راح ریحانی بخواهدانهٔ مرغان روحانی بخواه
هوش مصنوعی: در صبح، بوی خوش عطر گل را طلب کن و از پرندگان معنوی، طلب زندگی و روحانیات کن.
یک دو جام از راه مخموری بخوریک دو جنس از روی یکسانی بخواه
هوش مصنوعی: دو جام شراب از راه مستی بنوش و دو چیز را از روی برابری و یکسانی بخواه.
ساغری چون اشک داودی به رنگاز پریروی سلیمانی بخواه
هوش مصنوعی: کاسهای پر از شراب به رنگ اشک یعقوبی بیاورد که زیباییاش مانند پریهای سلیمان باشد.
دیدبان عقل را بربند چشمچشم بندش آنچه میدانی بخواه
هوش مصنوعی: نگهبان عقل را از دیدن منصرف کن و چشمش را ببند، زیرا آنچه را که میدانی، بخواه.
زاهدان را آشکارا می بدهشاهدان را بوسه پنهانی بخواه
هوش مصنوعی: زهاد را به وضوح در شفافیتی از دنیا طلب کن، اما برای عاشقان، محبت و عشق را در خفا و به صورت پنهانی بخواه.
جام خَم کن جرعه بر خامان بریزعذر تشویر از پشیمانی بخواه
هوش مصنوعی: جام را پر کن و شراب را بر روی ناپسندها بریز و از آنها به خاطر ترک کار خود عذرخواهی کن.
دست برکُن، زلف بترویان بگیرپوزش خجلت ز نادانی بخواه
هوش مصنوعی: دستت را خارج کن، و زلف معشوقهها را در دست بگیر، و از نادانیات برای این کار عذر خواهی کن.
از سفالین گاو سیمین آهوانعید جان را خون قربانی بخواه
هوش مصنوعی: از ظرفی ساخته شده از سفال و گاوی از نقره، شادی و زندگی را با خون قربانی طلب کن.
گر به مستی دست یابی بر فلکزو قصاص جان خاقانی بخواه
هوش مصنوعی: اگر در حال مستی به مقام بلندی برسی، از او بخواه که جان خاقانی را قصاص کند.