شمارهٔ ۳۵ - در بیاعتنایی به دنیا
هوش مصنوعی: این شعر به بیان حالتی از بیاعتنایی و دلزدگی از دنیای مادی و وقایع زندگی میپردازد. شاعر میگوید که نه به دولت و نه به اجتماع علاقهای دارد و خود را از هرگونه رابطه و وابستگی آزاد میداند. او به تدریج از تمام چیزهایی که روزگاری اهمیت داشتند، فاصله میگیرد و تنها به درون خود و سادگی زندگی توجه میکند. از یأس و ناامیدی صحبت میکند و به دنبال آرامش درونی است، بدون آنکه به دنبال مال و ثروت یا مقام باشد. در نهایت، او بر این باور است که تنها چیزی که او را میسازد، عزلت و سکون درونی است و از دنیای پر سر و صدای بیرون دوری میکند.
نه به دولت نظری خواهم داشتنه ز سلوت اثری خواهم داشت
هوش مصنوعی: نه به ثروت و قدرت دیگران توجهی خواهم کرد و نه از زندگی روزمرهام تأثیری بر جا خواهم گذاشت.
نه از آن روز فرو رفتهٔ عمرپس پیشین خبری خواهم داشت
هوش مصنوعی: دیگر از روزهایی که گذشته و عمرم در آن سپری شده، خبر و اثری نخواهند بود.
میوه دارم که به دی مه شکفدکه نه برگی نه بری خواهم داشت
هوش مصنوعی: میوهای دارم که در دیماه شکوفه میدهد، اما هیچ برگی و میوهای نخواهم داشت.
کرم شب تابم در تابش روزکه نه زوری نه فری خواهم داشت
هوش مصنوعی: من مانند کرم شب تاب، در روشنایی روز هیچ قدرتی ندارم و نمیتوانم خود را نشان دهم.
وه که سد ره من جان و دل استکه به سدره مقری خواهم داشت
هوش مصنوعی: اه، که مانع مسیر من، جان و دل من است و من به دنبال رسیدن به جایگاهی والاتر هستم.
نه نه کارم ز فلک نیک بد استمن هراس از بتری خواهم داشت
هوش مصنوعی: من از سرنوشت خودم رضایت ندارم و از اینکه ممکن است به مشکلات بیشتری برخورد کنم، نگرانم.
شیشهای بینم پر دیو و پریمن پی هر بشری خواهم داشت
هوش مصنوعی: من شیشهای میبینم که پر از دیو و پری است و برای هر انسانی که بخواهم، تلاش میکنم تا به آنها دست پیدا کنم.
از بر عالم گوساله پرسترخت بر گاو ثری خواهم داشت
هوش مصنوعی: من از میان افرادی که تنها به ظواهر و مسائل بیارزش توجه میکنند فاصله میگیرم و به سوی افکار و آرمانهای بلندتر خواهم رفت.
تیر باران بلا پیش و پس استاز فراغت سپری خواهم داشت
هوش مصنوعی: بدبختی و مشکلات در زندگی همواره وجود دارند، اما من با عبور از این سختیها و فارغ شدن از آنها، از خودم دفاع خواهم کرد.
همه روز و شب عمرم خواب استخواب شب مختصری خواهم داشت
هوش مصنوعی: تمام روزها و شبهایم گذرانی در خواب است، فقط در شبهای کممدتی به خواب میروم.
روز اعمی است شب انده منکه نه چشم سحری خواهم داشت
هوش مصنوعی: امروز برای من روزی است پر از غم و ناراحتی، چرا که نه امیدی برای بیداری و روشنایی دارم و نه چشمی برای دیدن زیباییها.
بخت گویند که در خواب خر استمه نه دنبال خری خواهم داشت
هوش مصنوعی: بخت میگوید که در خواب و خیال به دنبال چیزی بیارزش هستم و نمیخواهم که به دنبال آنچه ارزشمند است بروم.
گرچه چون آب همه تن زرهمنه امید ظفری خواهم داشت
هوش مصنوعی: اگرچه ممکن است که به مانند آب، همه چیز از طلا باشد، اما من هیچ امیدی به پیروزی نخواهم داشت.
چون زره گرچه همه تن چشممنه به دیدن بصری خواهم داشت
هوش مصنوعی: هرچند که مانند زره، تمام وجودم پر از چشم است، اما نمیخواهم فقط با دیدن ظاهری به چیزها بنگرم.
به زمستان چو تموز از تف آهتاب خانهٔ جگری خواهم داشت
هوش مصنوعی: در زمستان، مانند تابستانی که با کرم و گرماست، آرزو دارم که خانهای از دلهای شاد و پر از عشق داشته باشم.
خانه جان دارم و خوانچه سرخوانکه نه طبخی نه خوری خواهم داشت
هوش مصنوعی: من در زندگیام جایگاهی دارم و سفرهای گسترده، اما نه غذایی برای خوردن دارم و نه لذتی از آن.
چارپایی دو سه و یک دو غلامچارپا هم بکری خواهم داشت
هوش مصنوعی: من چهارپایی دارم و دو یا سه غلام، همچنین میخواهم یک چارپای دیگر هم داشته باشم.
نه جنیبت نه ستام و نه سلاحنز وشاقان نفری خواهم داشت
هوش مصنوعی: نه به کمک جادوگران و نه به نیروی ستمگران و نه به سلاحهای نظامی، به تنهایی و بدون هیچ کمکی از دیگران عمل خواهم کرد.
کاه برگی تن و جو سنگی صبرکاه و جو این قدری خواهم داشت
هوش مصنوعی: من به اندازهای از کاه و جو دارم که میتوانم بر درست کردن و تحمل کردن چیزهای سبک و سنگین تمرکز کنم.
از فلک خیمه و از خاک بساطوز سرشک آب خوری خواهم داشت
هوش مصنوعی: از آسمان چادر و از زمین بساط زندگی را برپا میکنم و از اشک چشمانم نوشیدنی میسازم.
چون ز تبریز رسم سوی هراتهم به ری رهگذری خواهم داشت
هوش مصنوعی: وقتی از تبریز به سمت هرات میروم، در مسیرم باید از ری هم عبور کنم.
عقرب از طالع تبریز و ری استنه ز عقرب ضرری خواهم داشت
هوش مصنوعی: عقرب به موقعیت و سرنوشت تبریز و ری مربوط میشود و من از عقرب هیچ آسیبی نخواهم دید.
من چو برجیس ز حوت آمدهامسرطان مستقری خواهم داشت
هوش مصنوعی: من مانند یک ماهی از دنیای آبها بیرون آمدهام و میخواهم در دنیای جدیدی ساکن شوم.
گرچه دریاست عراق از سفرشنه امید گهری خواهم داشت
هوش مصنوعی: با اینکه عراق دریا است، اما از سفر به آن هیچ امیدی به پیدا کردن یک مروارید نخواهم داشت.
تشنه لب بر لب دریا چو صدفسرو تن پی سپری خواهم داشت
هوش مصنوعی: تشنه لب، مانند صدفی هستم که در کنار دریا انتظار سپری برای خود دارم.
صدفش چشم ندارم لیکناز نهنگش حذری خواهم داشت
هوش مصنوعی: من به ظاهر صدف اهمیت نمیدهم، اما از عمق و بزرگی نهنگ، باید احتیاط کنم.
عزلتی دارم و امن اینت نعیمزین دو نعمت بطری خواهم داشت
هوش مصنوعی: من در تنهایی به سر میبرم و این آرامش و آسایش برای من مانند نعمتی بزرگ است. به خاطر این دو نعمت، میخواهم از این حال و هوا بهرهمند شوم.
هیچ درها سوی درها نبرمکه نه زین به درری خواهم داشت
هوش مصنوعی: من هیچگاه به سمت درهایی نمیروم که نمیخواهم از آنها عبور کنم، زیرا از آنها هیچ بهرهای نخواهم داشت.
گرچه آتش سرم و باد کلاهنه پی تاجوری خواهم داشت
هوش مصنوعی: هرچند که آتش بر سرم است و باد کلاهم را میبرد، اما هنوز برای خودم مقام و منزلتی میخواهم.
نه در هیچ سری خواهم کوفتنه سر هیچ دری خواهم داشت
هوش مصنوعی: من هیچگاه بر سر هیچکس نخواهم کوبید و برای هیچ دربایی هم نخواهم داشت.