رباعی شمارهٔ ۴۳
هوش مصنوعی: شاعر در این ابیات به شکایت از درد و رنجهای خود میپردازد و میگوید که در زندگی بارها با مصیبتها و قضا و قدر روبهرو شده است. او از دیگران میپرسد که چرا او به این حال و روز نالان است، در حالی که خود نیز از مشکلات بیپایانش رنج میبرد و چیزی برای تسکین این دردها نمییابد. این ابیات نشاندهنده یأس و ناامیدی شاعر از شرایط زندگیاش است.
بر جان من از بار بلا چیست که نیستبر فرق من از تیر قضا چیست که نیست
هوش مصنوعی: باری که بر دوش من است، چه چیزی میتواند باشد که بر سرم نیست؟ و تیری که از قضا به من اصابت کرده، چه چیز دیگری وجود دارد که بر من نیفتاده باشد؟
گویند تو را چیست که نالی شب و روزاز محنت روز و شب مرا چیست که نیست
هوش مصنوعی: میگویند چه بر تو گذشته که شب و روز از درد و رنج خود ناله میکنی، اما من چه دلیلی دارم که ناله کنم در حالی که هیچ دردی ندارم؟