رباعی شمارهٔ ۵۴
هوش مصنوعی: در این ابیات، شاعر با بیان عاطفی خود به احساسات شدید و جدایی از معشوق اشاره میکند. او میگوید که دل او با اشک خونین و جانش با عشق به معشوق رفته است. همچنین تأکید میکند که تن بدون دل و جان نمیتواند به راه معشوق برود و به نوعی بیانگر ناامیدی و بیکسی اوست. در نهایت، او به تعبیر یک اسب که سم خود را میافکند، به ناتوانی در درک مسیر و مقصد اشاره میکند.
آن دل که ز دیده اشک خون راند رفتو آن جان که وجود بر تو افشاند رفت
هوش مصنوعی: دل کسی که از چشمش اشک خون میریزد، دیگر از دست رفت و آن روحی که وجودش را به خاطر تو نثار کرد نیز رفته است.
تن بیدل و جان راه تو نتواند رفتاسبی که فکند سم کجا داند رفت
هوش مصنوعی: بدنی که بیدل و جان باشد، نمیتواند به راه تو قدم بردارد. چه میداند اسبی که پا بر زمین میکوبد، به کجا میرود؟