رباعی شمارهٔ ۹۱
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به بیمعنایی و بیحاصل بودن زندگی اشاره دارد. او میگوید که هیچ اطلاعاتی از دنیای اطرافش ندارد و هیچ چیزی در دستش نیست. هرچند که شمع شادی او روشن است، اما وقتی بیکار مینشیند، حس شادی هم ندارد. همچنین، با شکستن جام، به این نتیجه میرسد که هیچ چیز واقعی نمانده است. در کل، شعر حس ناامیدی و بیفایده بودن زندگی را منتقل میکند.
دانی ز جهان چه طرف بربستم هیچوز حاصل ایام چه در دستم هیچ
هوش مصنوعی: آیا میدانی که از این دنیا چه چیزهایی را از دست دادهام؟ هیچ، و از آنچه که در این روزگار به دست آوردهام، هیچ.
شمع طربم ولی چو بنشستم هیچآن جام جمم ولی چو بشکستم هیچ
هوش مصنوعی: من شمع شادی و خوشی هستم، اما وقتی نشستم و آرام گرفتم، واقعاً هیچ حسی از خوشی ندارم. و وقتی که این حس شادابی و خوشی فرو میریزد، باز هم هیچ چیز برای من باقی نمیماند.