رباعی شمارهٔ ۱۳۱
هوش مصنوعی: در این بیت شاعر به بیان غم و اندوهی که در طول عمر خود تجربه کرده، میپردازد. او اشاره میکند که در باغچه زندگیاش هیچ چیز زیبا و شادابی باقی نمانده است، نه درخت سرو و نه گلها. همچنین از درد و رنج زیاد زندگی سخن میگوید که باعث شده هیچ چیزی از خوشی و سرسبزی در زندگیاش باقی نماند. در واقع، او به شدت از فضای غمانگیز زندگیاش شکایت دارد.
در باغچهٔ عمرِ منِ غم پروردنه سرو نه سبزه ماند، نه لاله، نه ورد
هوش مصنوعی: در طی زندگیام فقط دلم پر از غم بوده و هیچ چیز زیبا و خوشایند مانند درختان سرو، چمنها، گلهای لاله یا گلهای دیگر در آن باقی نمانده است.
بر خرمن ایام من از غایت دردنه خوشه نه دانه ماند، نه کاه نه گرد
هوش مصنوعی: در طول روزگارم، به علت درد و رنج فراوان، نه ثمرهای باقی مانده، نه دانهای، نه زبالهای و نه حتی کاهی.