شمارهٔ ۵ - در حکمت و پند
هوش مصنوعی: در این شعر، خاقانی به مقام و جاه اشاره میکند و یادآوری میکند که حتی اگر کسی به مقام بلندی چون بهمن و جمشید برسد، در نهایت زندگی ادامه دارد و همه چیز گذراست. او به ناپایداری دنیا و بیقیمتی مقام و ثروت تأکید میکند و میگوید که هر چه باشد، گذران زندگی و چرخش طبیعت ادامه خواهد یافت. او به روزی که همه چیز به پایان میرسد و خداوند با دمیدن در صور، نظم جهان را برهم میزند، اشاره دارد و به این ترتیب به فانی بودن همه چیز اشاره میکند.
خاقانیا به جاه مشو غره غمروارگر خود به جاه بهمن و جمشیدی از قضا
هوش مصنوعی: ای خاقان، به مقام و جاه خود مغرور نشو، زیرا اگرچه ممکن است در نظر تو مانند بهمن و جمشید باشی، اما سرنوشت و تقدیر همیشه در حال تغییر است.
کاندر جهان چو بهمن و جمشید صد هزارزادند و مرد و کار جهان هم بر آن نوا
هوش مصنوعی: در جهان همانند زمان بهمن و جمشید، هزاران نفر به دنیا آمدند و مردند و زندگی ادامه یافت.
رفت آنچه رفت و روی زمین همچنان نژندبود آنچه بود و پشت فلک همچنان دو تا
هوش مصنوعی: آنچه که گذشته دیگر به هیچ چیزی بازنمیگردد و زمین همچنان در حالت غم و اندوه به سر میبرد. همچنین آسمان نیز همچنان در دو بخش باقیمانده است.
نه در نبات این بدلی آمد از قدرنه در نجوم آن خللی آمد از قضا
هوش مصنوعی: نه در گیاهان این تغییر و تحول ناشی از سرنوشت است و نه در نجوم و ستارگان نقصی به خاطر قضا و قدر وجود دارد.
ما و تو بگذریم و پس از ما بسی بوددور فلک به کار و قرار زمین بجا
هوش مصنوعی: ما و تو از این دنیا میگذریم و بعد از ما، باز خیلی چیزها در گردونه زمان ادامه خواهد داشت و زمین به کار و زندگی خود ادامه میدهد.
و آخر به نفخ صور کند قهر کردگاربند فلک گسسته و جرم زمین هبا
هوش مصنوعی: در پایان، با صدا دادن شیپور، خشم خداوند سبب خواهد شد که بندهای آسمان گسسته شود و گناهان زمین در هم شود.