شمارهٔ ۱۲ - در حسب حال خود
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر آزادگی و خودآگاهی شاعر است. او خود را دارای خرد و ارادهای قوی میداند و حاضر نیست به دنیا و ظواهر فریبنده آن وابسته شود. شاعر تاکید میکند که صداقت و راستگویی را در کلام خود رعایت میکند و از هرگونه مدح و تملق به دور است. او همچنین به ارزشهای معنوی و اخلاقی اهمیت میدهد و خود را از هرگونه آلودگی و ناپاکی دور نگه میدارد. در نهایت، شاعر به سرنوشت خود و نارضایتی از آن اشاره میکند و بر این نکته تاکید دارد که آنچه را که شایستهاش بوده، به او ندادهاند و آنچه را که به او دادهاند، سزاوار نبوده است.
من که خاقانیَم آزاددلمکه خرد قائدِ رای است مرا
هوش مصنوعی: من که خاقانی هستم و دلم آزاد است؛ چرا که حکمت و دانش، راهنمای اندیشهام به شمار میرود.
بیش جان را نکنم زنگزدهکاینه عیبنمای است مرا
هوش مصنوعی: من نمیخواهم جانم را به نقصان و زنگار دچار کنم، چون این موضوع به نقصهای من اشاره میکند.
هم فراغ است کز آئینهٔ جانصیقلِ زنگزدای است مرا
هوش مصنوعی: این جمله میگوید که آرامش و راحتیای که من تجربه میکنم به خاطر این است که روح و جان من از زنگار و آلودگیها پاک شده است.
نکُنم مدحسُرایی به دروغکه زبان صدقسُرای است مرا
هوش مصنوعی: من به خاطر صداقت و راستگوییام، شعر تحسینآمیز و دروغین نمیگویم.
همه حس در تنِ من سلطان استجز مشامی که گدای است مرا
هوش مصنوعی: تمام زیباییها در وجود من شاهانه است، به جز بوی من که فقیر و بیارزش است.
به توکّل زیَم اکنون به کسبکه رضا صبرفزای است مرا
هوش مصنوعی: اکنون به توکل به خدا زندگی میکنم و بر این باورم که تلاش و زحمت در کار، مایهی رضایت و آرامش من است.
نانِ دونان نخورم بیش که دینتوشهٔ هر دو سَرای است مرا
هوش مصنوعی: من دیگر نان بیارزش را نمیخورم زیرا که دین و اعتقادات من وسیلهٔ سفر به هر دو جهان است.
من تیَمُّم به سرِ خاکِ نجسکی کنم؟ کآب خدای است مرا
هوش مصنوعی: من چطور میتوانم با خاک ناپاک، تیمم کنم؟ در حالی که آب خداوند برای من وجود دارد.
نورپروردهٔ کشف است دلمکه یقین پردهگشای است مرا
هوش مصنوعی: دل من، که در پرتو نور و حقیقت رشد کرده است، به یقین میتواند پردههای تیره را کنار بزند و رازها را آشکار کند.
ننگ دارم که شوَم کرکسطبعکز خرد نام همای است مرا
هوش مصنوعی: من از این که به چیزی مانند کرکس تبدیل شوم و نام نیک من را لکهدار کند، شرمسارم.
بختم انگشتکژ است آوخ از آنکهنر انگشتنمای است مرا
هوش مصنوعی: بختم به گونهای ناخوشایند و نادرست است و چه تلخ است که هنرم در معرض نمایشی قرار میگیرد.
پاک بودم دمِ دنیا نزدمکو جُنُب بود نشایست مرا
هوش مصنوعی: در زمانی که به دنیا پا گذاشتم، از هر آلودگی دور بودم و از آنجا که متعلق به این عالم نبودم، جایی برای من نبود.
آنچه بایست ندادند به منوانچه دادند نبایست مرا
هوش مصنوعی: آنچه باید به من میدادند، به من ندادند و آنچه که به من دادند، نباید میدادند.