شمارهٔ ۱۳
هوش مصنوعی: شاعر در این اشعار به زیبایی و نعمتهای بهشتی اشاره میکند و از شروان (مکانی بهشتگونه) و نعمتهایش سخن میگوید. او خود را در برابر شاه مشرق توصیف میکند و از او به عنوان منبع برکات و هدایا یاد میکند. شاعر به تشنگی خود شبیه گیاهی اشاره میکند که تنها امیدش دریافت نعمت از دست شاه است. همچنین او به مدت پنج سالی که در آنجا بوده اشاره میکند و هر روز را با نعمتهای جدید توصیف میکند. در کل، این شعر نشاندهنده تمایل و شکرگزاری شاعر برای دریافت نعمتها و برکات است.
شروان به باغ خلد برین ماند از نعیمکز باغ خلد نوبر نعما رسد مرا
هوش مصنوعی: شروان بهشتی مانند باغی است و در آنجا نعمتهایی وجود دارد که به من از باغ بهشت تازه میرسد.
دارای دار ملکت او شاه مشرق استکانواع نعمت از در دارا رسد مرا
هوش مصنوعی: سلطان مشرق به عنوان صاحب و مالک این سرزمین، منبع انواع نعمتها و خوشیها است که به من میرسد.
دریاست شاه و من چو گیا تشنهٔ امیدکز دست شاه تحفهٔ دریا رسد مرا
هوش مصنوعی: در اینجا شاعر خود را مانند گیاهی در کنار دریا میبیند که تشنهی امید است. او انتظار دارد که از دست پادشاه هدیهای از دریا به او برسد. این حس انتظار و نیاز به کمک و ثروت را به تصویر میکشد.
شروان به فر اوست شرفوان و خیروانمن شکر گوی خیر و شرف تا رسد مرا
هوش مصنوعی: شهر شروان به عزت و بزرگی مشهور است و من همواره سپاسگزار خوبیها و بزرگیها هستم تا به من برسد.
امسال پنجم است کز آنجا بیامدمهر روز روزی نو از آنجا رسد مرا
هوش مصنوعی: امسال پنجمین سالی است که از آنجا به اینجا آمدهام و هر روز خبر یا تجربهای تازه از آنجا به من میرسد.