شمارهٔ ۱۴
هوش مصنوعی: در این بیت، گوینده قصد سفر به خراسان را دارد زیرا دلش خواهان آنجاست. اما والی ری بر عزم او مانع میشود و این ممانعت او را به دردسر میاندازد. گوینده از یمینالدین شکایت کرده ولی به خاطر فرزندش شرمنده میشود. او به فسادهایی که در جامعه رخ داده اشاره میکند که مانند روح او را آزرده کرده است.
من به ری عزم خراسان داشتمز آن که جان بود آرزومندش مرا
هوش مصنوعی: من به سمت خراسان عزم سفر داشتم، زیرا جانم به شدت مشتاق آنجا بود.
والی ری بند بر عزمم نهادنیک دامنگیر شد بندش مرا
هوش مصنوعی: والی ری به قصدی که داشتم مانع گذاشت و این مانع برای من مشکلساز شد.
از یمین الدین شکایت کردمیلیک شرم آمد ز فرزندش مرا
هوش مصنوعی: از طرف راست دین شکایت کردم، اما از روی شرم نتوانستم این کار را در برابر فرزندش انجام دهم.
بس فسادی کافت اخیار شدار ضمیر روح مانندش مرا
هوش مصنوعی: بسیاری از فسادها در دست خوبان و انسانهای نیکوکار است، اگر روح من هم همچون آنها باشد.