شمارهٔ ۷۹ - در نصیحت
هوش مصنوعی: شاعر در این اشعار به بیثباتی دنیا و گذران عمر اشاره میکند. او میگوید که زندگی چون روز و شب است و چیزی جز این دو وجود ندارد. هرچه داشته باشی، در نهایت چیزی نیست و خرد و دانایی در شرایطی که چیزی نداری، بیفایده است. او به لذتهای سطحی حیات هشدار میدهد و زندگی را به یک سیاهکار تشبیه میکند که تمایز در آن معنی ندارد. در انتها، داستان بز و بچهای را مطرح میکند که در پی یک خوشی زودگذر است، ولی در نهایت ممکن است خود را به خطر بیندازد. اینها نشاندهندهی عدم اهمیت مادیات و ناپایداری زندگی هستند.
خاقانیا به دولت ایام دل منهکایام هفتهای است خود آن هفته نیز نیست
هوش مصنوعی: ای خاقان، به قدرت و لذت دنیا دلخوش نباش، چون ایام عمر مانند هفتهای میماند که خود آن هفته نیز پایدار نیست.
روز و شب است سیم سیاه و زر سپیدبیرون ازین دو عمر تو را یک پشیز نیست
هوش مصنوعی: روز و شب همیشه در حال گذرند و زندگی ما به جز این دو، ارزشی ندارد. در واقع، زمان و عمر ما به مانند سکهای بیارزش است که تنها متعلق به این دو عنصر است.
چرخ است خوشهای به زکاتش مدار چشمکان صاع کو دهد دو کری یک قفیز نیست
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که نباید به ظاهر و اندک چیزها توجه کرد. مانند خوشهای که در چرخ زندگی میچرخد، دلخوش کردن به کم و کاستیها درست نیست. بهتر است به ارزشها و کیفیتها نگاه کرد، نه به کمیت و ظاهر.
چون در زمانه چیز نداری خرد چه سودکن را که چیز نیست خرد هیچ چیز نیست
هوش مصنوعی: وقتی در این دنیا چیزی نداری، فکر کردن به چه دردی میخورد؟ چون هیچ چیزی برای فکر کردن وجود ندارد و عقل هم بیفایده است.
بر خوشی حیات مشو غره کآسمانسیاف پیشهایست که او را تمیز نیست
هوش مصنوعی: به شادیهای زندگی مغرور نشو، چون آسمان مانند یک متهزن است و او توانایی تشخیص ندارد.
آن، بز نگر که در پی طفلی همی رودبهر مویزکی که جز آنش عزیز نیست
هوش مصنوعی: نگاه کن به آن بز که برای دنبال کردن یک بچه به راه افتاده است، او به خاطر مویزکی که برایش ارزشمند است، این مسیر را طی میکند.
روزی به دست طفل شود کشته بیگمانچون بنگری گلو بر بز جز مویز نیست
هوش مصنوعی: روزی خواهد آمد که کودک بیتردید به دست خواهد آمد و اگر به گلو نگاه کنی، چیزی جز مویز (انگور خشک شده) نخواهی دید.