شمارهٔ ۸۳
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به وصف دو شخصیت به نامهای مهتر قالیان و نور مرند میپردازد و بیان میکند که این دو تنها به دنبال سربلندی هستند. او اشاره میکند که نمیتواند به نوعی کجسلیقگی در قضاوتش بپردازد و وقتی دل شکستهای را مشاهده میکند، آنها فقط به ترمیم دلهای شکسته میپردازند. شاعر همچنین تأکید میکند که با وجود اینکه دوستانش هیچ نگران کنندهای برایش نیستند، او به خوبی از موقعیت خود آگاه است و در پی راحتی و آسایش است. در پایان به نوعی احساس رضایت و اطمینان به اوضاع خود اشاره میکند.
مهتر قالیان و نور مرندمیلشان جز به سربلندی نیست
هوش مصنوعی: رئیس و بزرگ تر قالیان، در نور مرند، علاقهای جز به سربلندی و افتخار ندارند.
دو کریمند راست باید گفتکه مرا طبع کژ پسندی نیست
هوش مصنوعی: دو نفر هستند که باید به راستی گفت، که من طبیعتی ندارم که به بدسلیقگی گرایش پیدا کنم.
هر کجا دل شکستهای بینندکارشان جز شکسته بندی نیست
هوش مصنوعی: هر جا که دلهای شکستهای وجود داشته باشد، تنها کاری که میکنند، ترمیم و التیام آن دلهاست.
لیک چون طالعم به صحبتشاننیست، در دل مرا نژندی نیست
هوش مصنوعی: اما چون سرنوشت من اجازه دیدارشان را نمیدهد، در دل من غم و اندوهی نیست.
چون مهذب مراست وان دو نهاندعافیت هست و دردمندی نیست
هوش مصنوعی: چون من به خوبی تربیت شدهام، دیگر نه از عافیت خبری هست و نه از درد و رنج.
چون مرا سندس است و استبرقشاید ار قالی مرندی نیست
هوش مصنوعی: من با پارچههای نرم و ابریشمی محاط هستم، شاید حتی قالی مرندی هم در دسترس نباشد.