شمارهٔ ۹۶
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به ارتباط خود با عطار اشاره میکند و میگوید که اگر عشق یا محبوبش او را نشناسد، عطار این عشق را میشناسد. او بر این باور است که هیچکس در هنر و دانش به مرتبهی او نمیرسد و همچنان که گل در باغ هنر تنها از شاخی مانند او میروید، هیچکس دیگری به این مرتبه نخواهد رسید. شاعر به نوعی تأکید میکند که در طول تاریخ، فردی مانند او به دنیا نخواهد آمد.
مرا اگر تو ندانی عطاردم داندکه من کیم ز سر کلک من چه کار آید
هوش مصنوعی: اگر تو مرا نشناسی، عطار مرا میشناسد و میداند من چه کسی هستم. از قلم من چه انتظاری میتوان داشت؟
هزار سال بماند که تا به باغ هنرز شاخ دانش چون من گلی به بار آید
هوش مصنوعی: چندین سال طول میکشد تا از درخت دانش، هنری مثل من به بار بنشیند و شکوفهای به وجود آورد.
به هر قران و به هر دو چون منی نبودز روزگار چو من کس به روزگار آید
هوش مصنوعی: در هر زمانی و در هر دو جهان، مانند من کسی وجود ندارد. زمان کسی دیگر به این شکل به دنیا نمیآید.