تناجی
خاقانی شروانی

شمارهٔ ۱۵۲ - در تقاضای ده شتر از امیر الحاج

ای که هر دم ز تبت خلقتصد شتر بار مشک در سفرند
گردن اشتران دهی پر زربه کسانی که سرور هنرند
تا تو اشتر سواری اندر فیدخار و حنظل به فید گلشکرند
پیش اشتر دلی چو خاقانییاد تو جز به جام جم نخورند
دوش در ره بمانده‌اند مرااشتری ده که زیر بار درند
اشتری ده ه بار من بکشدور فروشم به تازیی بخرند
ور بندهی دهمت صد دشنامکه یکی ز آن به اشتری نبرند