شمارهٔ ۱۵۸
هوش مصنوعی: شاعر در این ابیات به سفرش به ارمنستان اشاره میکند و از محبت و توجه اهل آنجا، به ویژه همسایگان نسطوری، سخن میگوید که او را «عیسی دوم» مینامند. او به نوعی خود را همانند عیسی و چرخ چهارم تصور میکند و تأکید میکند که یاد و خاطرهاش به مانند دریایی از آبهای شیرین در دریای ارجیش درونی آنهاست. شاعر از این مسأله ابراز شگفتی میکند که چگونه یاد او میتواند این چنین شیرین و دلنشین باشد.
تا به ارمن رسیدهام بر مناهل ارمن روان میافشانند
هوش مصنوعی: زمانی که به ارمن رسیدهام، مردم این دیار محبت و مهربانی خود را بر من نثار میکنند.
خاصه همسایگان نسطوریکه مرا عیسی دوم خوانند
هوش مصنوعی: به ویژه همسایگانی که اعتقاد به مذهب نسطوری دارند و مرا عیسی دوم مینامند.
عیسی و چرخ چارم انگارندکز من و جان من سخن رانند
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که عیسی و چرخهای که در آن هستم، گویی درباره من و روح من صحبت میکنند و با من ارتباط برقرار میکنند.
بحر ارجیش را به معنی آبغرقهٔ بحر خاطرم دانند
هوش مصنوعی: به ارزش و اهمیت دریا بر این باورند که غرقه شدن در عمق آن عمیقتر از یک آب ساده است و احساسی عمیقتر، به یادهای من میبخشد.
چه عجب گر ز بحر خاطر منبحر ارجیش عذب گردانند
هوش مصنوعی: عجب نیست اگر از دل من که پر از احساسات و یادهاست، دریای ارزشمندی ساخته شود که زلال و شیرین باشد.