شمارهٔ ۲۰۵ - در رثاء جمال الدین ابوجعفر محمدبن علی بن منصور اصفهانی وزیر قطب الدین صاحب موصل
هوش مصنوعی: در این شعر، جمال صفاهان به عنوان شخصیتی بزرگ و سخاوتمند معرفی میشود که در دوران قحطی و تنگدستی، همچون علی (ع) کرم و سخاوت در دلها میکارد. او توسط مردم به عنوان یک منبع تقویت و نعمت شناخته میشود و با قدرت و جودش، قضا و سرنوشت را تحت تأثیر قرار میدهد. در این توصیف، جمال به نوعی شبیه به ابراهیم خلیل (ع) در ساختن کعبه تصور میشود. اما با این حال، حسادت آسمان باعث میشود که او را نتوانند به خوبی نگهدارند و دنیا از چنین انسانی محروم شود. مرثیهسرایان نیز به خاطر سوگ او دچار غم و اندوه میشوند.
جمال صفاهان نظام دومکه گیتی سیم جعفر انگاشتش
هوش مصنوعی: زیبایی اصفهان، آنچنان که جهان آن را مانند سیمی بهشتی میداند، در ردیف اعلای زیباییها قرار دارد.
چو قحط کرم دید در مرز دهرعلیوار تخم کرم کاشتش
هوش مصنوعی: وقتی در دنیای بیرحم و کمرحمی، کمبود مهر و محبت را احساس کرد، مانند علی (ع)، بذر محبت و کرم را در دلها کاشت.
دهان جهان نالهٔ آز داشتبه در سخاوت بینباشتش
هوش مصنوعی: دنیا خود را از درد و رنج پر کرده و در برابر بخشندگی و فضا دادن به دیگران، ناله میزند.
به سلطانی جود چون سر فراشتقضا چتر دولت برافراشتش
هوش مصنوعی: زمانی که پادشاهی با سخاوت و generosity خود دلها را به دست آورد، تقدیر و سرنوشت نیز برکاتی را برای او به ارمغان آورد و دولت و قدرتش را وسعت بخشید.
به معماری کعبه چون دست بردزمانه براهیم پنداشتش
هوش مصنوعی: زمانی که دست تقدیر به ساختمان کعبه آسیب زد، ابراهیم تصمیم گرفت به آن توجه کند و آن را دوباره بسازد.
از آن کآفتاب سخا بود چرخز روی زمین سایه برداشتش
هوش مصنوعی: از آنجا که خورشید بخشندگی و نیکی دارد، آسمان سایهاش را از روی زمین برمیدارد.
جهان را همین یک جوان مرد بودفلک هم حسد برد و نگذاشتش
هوش مصنوعی: در این جهان تنها یک جوانمرد وجود داشت که فلک به او حسادت کرد و نتوانست او را نگهدارید.
چنان سوخت خاقانی از سوگ اوکه با شام برمیزند چاشتش
هوش مصنوعی: خاقانی به شدت از فقدان او آزرده خاطر شده است، به گونهای که حتی وقت صبحانهاش را نیز در غم او سپری میکند.