تناجی
خاقانی شروانی

شمارهٔ ۲۰۴

منه غرامت خاقانیا نهاد فلک راببین فلک به چه ماند در آن نهاد که هستش
فلک به مسخرهٔ مست پشت خم ز فتادنز زخم سیلی مردان کبود گردن پستش
به شب هزار پسر جرعه ریخته به سرش بربه روز مشعلهٔ تاب‌ناک داده به دستش