عنوان اول - در شناختن نفس خویش
عنوان اول (در شناختن نفس خویش)
بدان که کلید معرفت خدای عزوجل معرفت نفس خویش است و برای این گفته اند :...
فصل اول
اگر خواهی که خود را بشناسی، بدان که تو را که آفریده اندر از دو چیز آفر...
فصل دوم
بدان که معرفت حقیقت دل حاصل نیاید تا آنگاه که هستی وی بشناسی، پس حقیقت...
فصل سوم
اما حقیقت روح که وی چه چیز است و صفت خاص وی چیست، شریعت رخصت نداده است...
فصل چهارم
بدان که تن مملکت دل است و اندر این مملکت دل را لشکر های مختلف است: «و...
فصل پنجم
شناختن تفاصیل لشکر دل دراز است و آنچه مقصود است تو را به مثالی معلوم ش...
فصل ششم
از این جمله که رفت بدانستی که شهوت و غضب را برای طعام و شراب و نگاه دا...
فصل هفتم
بدان که دل آدمی را با هر یکی از این دو لشکر که در درون وی است علاقتی ا...
فصل هشتم
و چون بدانستی که در باطن این چهار قهرمان و کار فرمای است، مراقب باش حر...
فصل نهم
همانا گویی که چون در آدمی صفت سباع و بهایم و شیاطین و ملایکه در است به...
فصل دهم
عجائب عالمهای دل را نهایت نیست و شرف وی بدان است که عجیبتر از همه است...
فصل یازدهم
گمان مبر که روزن دل به ملکوت بی خواب و بی مرگ گشاده نگردد که این چنین...
فصل دوازدهم
گمان مبر که این پیامبران را مخصوص است که گوهر همه آدمیان در اصل فطرت ش...
فصل سیزدهم
نمودگاری از شرف گوهر آدمی که آن را دل گویند، در راه معرفت بشناختی اکنو...
فصل چهاردهم
اگر کسی این جمله که رفت نداند، از حقیقت نبوت وی را هیچ خبر نبود الا به...
فصل پانزدهم
از این جمله که رفت شرف گوهر دل آدمی معلوم شد و راه صوفیان معلوم گشت که...
فصل شانزدهم
همانا گوییم به چه معلوم شود که سعادت آدمی در معرفت خدای تعالی است؟ بدا...
فصل هفدهم
این مقدار که گفته آمد از احوال دل آدمی، در چنین کتاب کفایت بود و اگر ک...
فصل هجدهم
چون شرف و عجز و بزرگی گوهر دل آدمی از این جمله بدانستی، بدان که این گو...