هوش مصنوعی: این متن به بررسی ساختار و عجایب عالم دل و ارتباط آن با علم و قدرت میپردازد. نویسنده بیان میکند که دل انسان به شدت به عالم ملکوت ارتباط دارد و دریچههایی به این عالم دارد که بیشتر مردم از آن غافل هستند. علم انسان به دو دسته تقسیم میشود: یکی علمی که قابل دسترسی برای همه است و دومی علمی که عمیقتر و کمتر شناختهشده است.
وی همچنین بیان میکند که علم به حواس پنجگانه وابسته است و از این طریق انسان میتواند به درک دنیای مادی بپردازد. اما زمانی که حواس در خواب غیرفعال میشوند، دل نیاز به شناخت از عالم ملکوت را پیدا میکند و میتواند به حقایق غیبی دست یابد.
در پایان، اشاره میشود که هر انسان از طریق الهام در دل خود، آگاهیهایی دریافت میکند که از سر حواس نیست و باید فهمید که علوم و آگاهیهای واقعی تنها از طریق پیوند با عالم ملکوت قابل درکاند.
هوش مصنوعی: عجایب دل و دنیای درون انسان پایانپذیر نیست و مقام والای آن به خاطر این است که عجیبتر از همه چیز است و بیشتر مردم از آن غافل هستند. این مرتبهی والای دل به دو دلیل است: یکی از نظر دانش و دیگری از نظر قدرت. اما شرف آن از نظر دانش به دو دسته تقسیم میشود: یکی دانشی است که همه میتوانند به آن دسترسی پیدا کنند و دیگری دانشی است که پنهانتر است و کمتر کسی آن را میشناسد و این دسته ارزش بیشتری دارد. آنچه که ظاهر است، این است که او توانایی درک تمامی دانشها و فنون را دارد، به گونهای که میتواند تمامی این فنون را به خوبی بشناسد و هر آنچه در کتابها آمده را بخواند و بفهمد. مثلاً دانشهایی مانند هندسه، حساب، پزشکی، نجوم و علوم دینی. با این حال، او یک حقیقت است که قابل تقسیم نیست و تمام این دانشها در او جای میگیرد و در واقع، تمامی این جهان برای او همچون ذرهای در بیابانی است و او میتواند در یک لحظه از جایی به جایی دیگر حرکت کند.
هوش مصنوعی: با وجود اینکه او در این دنیای خاکی محدود شده است، میتواند آسمان را به خوبی بررسی کند، اندازه هر ستاره را بشناسد و بگوید که سطح هر کدام چقدر است. همچنین میتواند با فریبی ماهی را از عمق دریا به سطح آب بیاورد و پرنده را از آسمان به زمین فرود آورد. او قادر است حیوانات قوی مانند فیل، شتر و اسب را به تسخیر خود درآورد و به هر چیزی که در جهان عجیب و علمهای گوناگون وجود دارد، دسترسی پیدا کند. تمام این دانشها از طریق پنج حس او به دست آمده است، زیرا این موارد قابل مشاهده هستند و سایرین نیز میتوانند به همان شیوه به آنها دست یابند.
هوش مصنوعی: درون دل انسان دری به آسمان باز شده است، درست مانند این که از بیرون دل پنج دروازه به جهان محسوسات وجود دارد که آن را جهان جسمانی مینامند، و جهان ملکوتی را روحانی میدانند. بیشتر مردم تنها به عالم جسمانی محسوس توجه دارند و میدانند. این نشان میدهد که درون دل نیز دری دیگر وجود دارد. علم به دو شکل است: یکی در خواب، زمانی که حواس بسته میشوند، این در درون باز میشود و از عالم ملکوت و لوح محفوظ پردهبرداری میکند تا آنچه در آینده خواهد بود را بشناسد و ببیند. این شناخت به گونهای روشن خواهد بود، و اگر لازم باشد به صورت مثالی ظاهر میشود. مردم گمان میکنند که در حالت بیداری آگاهتر هستند و چیزهایی که در خواب میبینند، در حالت بیداری نمیتوانند ببینند، در حالی که این مشاهدات در خواب از طریق حواس نیست. توضیح کامل حقیقت خواب در این کتاب امکانپذیر نیست.
هوش مصنوعی: باید دانست که دل انسان مانند آینهای است که همه چیزها در آن منعکس میشود. درست مانند این که تصویرها از یک آینه به آینه دیگر منتقل میشوند، تصویرها از لوح محفوظ نیز در دل انسان ظاهر میشوند، وقتی که دل خالص و پاک شود و از دنیای مادی دور گردد. در حالی که انسان درگیر محسوسات است، نمیتواند با عالم معنوی ارتباط برقرار کند. اما وقتی در خواب از دنیای مادی فاصله میگیرد، حقیقتهایی که در وجود اوست از جنبههای معنوی نمایان میشود. هرچند حواس در خواب ساکت میشوند، خیال به قوت خود باقی است و انسان چیزهایی را در عالم خواب در شکل خیالی میبیند که به روشنی و وضوح نیست و هنوز پوششهایی بر آن وجود دارد. اما پس از مرگ، انسان به جای خیال، کارها را به صورت واقعی و بدون پوشش میبیند و آنگاه به او گفته میشود که پردهها از او کنار رفته است و بینایش به حقیقت دست پیدا کرده است. او نیز میگوید که حالا میتواند ببیند و بشنود، و از خدا میخواهد که دوباره به دنیا برگردد تا کارهای نیک انجام دهد.
هوش مصنوعی: دلیل دیگری که وجود دارد این است که هیچکس نیست که در درونش الهامهایی و یادآوریهای واقعی به وجود نیاید، یادآوریهایی که نه از طریق حواسش، بلکه از عمق دلش ظهور کنند و خودش هم ندانسته باشد که این الهامات از کجا آمدهاند.
هوش مصنوعی: باید بدانیم که تمام علوم تنها از طریق حسّیات به دست نمیآیند، بلکه ریشه در عالم ملکوت دارند. حواس که برای این جهان خلق شدهاند، در واقع مانعی هستند برای شناخت آن عالم ملکوت. تا زمانی که انسان از این حواس رها نشود، نمیتواند به آن عالم دسترسی پیدا کند.